زن ستیزی درفرقه رجوی _بنیاد فکری _مناسبات تشکیلاتی
.
.
الف .مینو سپهر، نهم اکتبر 2008
http://www.banafsheh707.blogfa.com/
زنان درفرقه رجوی به شدید ترین وضدانسانی ترین نوع ممکن موردتحقیروتوهین واستثماروبردگی ذهنی جسمی قراردارند.
بانگاهی خاطرات افراد و زنانی که توانسته اند باشهامت وخطراززنجیرهای این فرقه بگریزند وخود رابه دنیای آزاد برسانند بخوبی گویای این مدعاست.
فرقه رجوی برای فریب افکارعمومی و منحرف کردن توجهات از ستم هایی که براین زنان میرود زن ستیزی خود را درزیر نمادفریبکارانه شورای رهبری (مرکب ازبرخی اززنان کاملا سرسپرده) پنهان می کند.
ولی اگرپوسته این ادعا را کنارگذاریم ونگاهی به عمق نگرش رجویسم به مسئله زنان بیاندازیم به سادگی درمی یابیم که زنان دراین فرقه نه تنها ازحقوقی برابر ویکسان بامردان برخوردارنیستند بلکه ازآنها تنها بعنوان ابزاروکالایی جهت روانسازی برای پیشبرد افکار وتخیلات مالیخولیایی وانجام دستورات رهبری شیاد این فرقه استفاده می گردد.
وبه کلامی دیگرفرقه رجوی دریک شگرد رذیلانه صداقت وسادگی وعاطفه وعشق ووفاداری رقیق زنان را مورد دستبرد قرارداده وبا اهدای القاب دروغین ومراتبی غیرواقعی وصوری شخصیت آنها را تا مراتب دون افراد جاسوس وخبرچین پائین آورده است.
زنان در فرقه رجوی تحت ستم سنت های دینی ودستوراتتشکیلاتی.
الف - ستم دینی
ب- ستم تشکیلاتی.
ستم دینی- از آنجائیکه احترام به سنن دینی ودستورات مذهبی بخشی مهمی از ایدئولوژی این فرقه را تشکیل می دهد بنابراین بدون آنکه بخواهم وارد بحث مذهب شوم تنها به این نکته اشاره می کنم که زنان دراین فرقه بنابرتعاریف پایه ای دینی ازجهت حقوقی نیمی ازمردان محسوب گشته ولذا هیچگاه نمی توانند ازحقوقی برابر برخوردارباشند.
اگرچه این انکارحقوق برابرزنان درهمه جوامع مذهبی امریست معمول ومتداول ولی آنچه این زنان را ازدیگرزنان جوامع مذهبی مجزاومشخص می کند ستمی مظاعفی است که بردوش این زنان درتشکیلات فرقه رجوی سنگینی می نماید
ستم تشکیلاتی- زنان درفرقه مذهبی رجوی از داشتن حقوق ذ یل محرومند.
یکم- محروم ازحق انتخاب پوشش- زنان درفرقه رجوی هیچگونه حقی درانتخاب نوع و رنگ پوشش ندارند ومجبورند همیشه لباس یک شکل نظامی برتن نمایند.
دوم- محرومیت از معاشرت وگفتگو حتی درنوعی ساده ومعمولی با مردان- محل زندگی و سالن غداخوری زنان درتشکیلات فرقه رجوی کاملا ازمردان مجزاست و تنها درمواردی که تشکیلات ضروری بداند ازجمله مراسم زنان ومردان برای مدت کوتاهی درکنار هم والبته کاملا مجزاقرارمی گیرند و دراین صورت نیزهیچ زنی به تنهایی حق ندارد با مردی روبروگردیده وگفتگونماید مگراینکه زن دیگری نیزحضورداشته باشد.
سوم- محرومیت ازعشق وعلاقه مندی ودوست داشتن وابرازاحساس-
زنان درمناسبات فرقه رجوی بایستی بگونه ای کلی علاقه مندی وعشق ودوست داشتن وفکرکردن به جنس مخالف ودیگران را ازذهنیت خود پاک نموده وتنها دوست داشتن های خود را منحصربه سرکرده فرقه وهمسراو محدود نمایند! بنابراین دراین تعریف حتی اعضای نزدیک خانواده زنان نیزجایی ندارند وبنابردستورات فرقه زنان باید همه پیوندهای عاطفی خود را طلاق دهند! وبهمین دلیل است که این زنان تحت ستم سالهاست تحت القائات فرقه خانواده خود رافراموش نموده وپدرومادروفرزند وخواهر وبرادرخود را عامل رژیم ! قلمداد می کنند.
چهارم – محرومیت ازارتباط با دنیای آزاد- زنان اسیردرفرقه رجوی ازپیوند با دنیای آزاد ازطریق رادیو- تلویزیون- مطبوعات – اینترنت – کتاب کاملا محروم هستند و وسائل قابل دسترس برای این اسیران تنها به رادیو- تلویزیون تبلیغی فرقه ونشریات وکتب ایدئولوژیکی آن محدود می گردد.
پنجم – محرومیت از لوازم آرایشی وبهداشتی- زنان درفرقه رجوی از دسترسی به لوازم آرایشی وپیرایشی محرومند و لذا موفق به آرایش چهره خود نیستند وباتوجه به کارهای طاقت فرسا درشرایط نامناسب جغرافیایی ازجمله کاردرزیر آفتاب سوزان وعدم دسترسی به لوازم پیش گیری به بیماریهای پوستی مبتلاشده و چهره آنها نیر شادابی خود راازدست داده وبه پیری زودرس ابتلا پیدا می نمایند.
ششم- محرومیت همیشگی اززندگی زناشویی و تولید مثل- فرقه رجوی سعی می کند درراستای کشتن وسرکوب عاطفه ومهرو نگاه به آینده وامید به بهانه های مختلف باعمل جراحی رحم زنان جوان را غیرفعال نماید وبنابر شهادت یکی از زنان گریخته از فرقه دست کم ده درصد زنان جوان دراین فرقه به بهانه های مختلف تحت جراحی وخروج رحم قرارگرفته اند.
هفتم- اجباربه طلاق و تسلیم شدن به همبستریهای تشکیلاتی- زنان بسیاری دراین فرقه به دستور تشکیلات ازهمسران خود طلاق گرفتند تا به جمع زنان حرمسرای سرکرده فرقه افزون گردند و مریم رجوی نقش سوگلی این حرمسرا را بعهده دارد و دختران جوان نیز باید تن به همبستری های تشکیلاتی بدهند وآنگونه که رهبری فرقه مشخص می کندخودرا بصورت موقت دراختیارسرکردگان فرقه قراردند تا مورد تجاوزجنسی ایدئولوژیکی قرارگیرند.
هشتم- محرومیت ازنگاه کردن درآئینه وشانه کردن مو!- زنان اسیردرفرقه رجوی مجازبه نگاه کردن خود درآئینه نیستندو هم چنین نمی توانند موهای خود را آرایش وشانه نمایند به همین دلیل بسیاری ازاین زنان به بیماریهای ریزش زودهنگام مو وکچلی مبتلا گردیده اند.
نهم – مصرف ناخواسته هرمونهایی که باعث رشد موهای زائداندام می گردد.
فرقه رجوی دریک جنایت سازماندهی شده برای هرچه به ناامیدی کشاندن این زنان اسیرهرمونهایی را به غذای مصرفی انها می افزاید تا موهای زائد بدن آنها رشد سریعی داشته باشند ولذا بیشتراین زنان اسیرداری ریش وسبیل هستند وچون امکانات رفع این موهای زائد را دراختیارندارند کم کم چهره شان ازظرافت زنانه خارج شده وبه چهره هایی شکسته و پیروزشت بدل می گردد.
دهم- امکانات بسیارمحدود شستشو واستحمام- زنان اسیر دردست فرقه رجوی تنها ده روزیکبار آنهم به مدت بسیارکوتاهی(بین 5تا10) دقیقه می توانند استحمام نمایند وبنابراین آنها هیچگاه نمی توانند آنگونه که خود می خواهند ازاین امکانات استفاده نمایند.
یازدهم- محرومیت از گفتگو ومعاشرت با دیگرزنان- درمناسبات فرقه رجوی دوزن نمی توانند باهم دوست باشند و بگونه ای خصوصی باهم گفتگو نمایند واین درمناسبات فرقه ایجادمحفل به حساب می آید ولذا اجتماع کم ترسه نفربکلی ممنوع است.
دوازدهم- محرومیت از فکرکردن- زنان درمناسبات فرقه رجوی نمی توانند ونباید به کسی جزرهبرشیادفرقه و سوگلی حرمسرای او فکرکنند ولذا اگرفکری خارج از مسائل مربوط به این دو درذهنیت وفکرشان شکل گرفت بایستی حتما انرا بصورت فکت بنویسند و درعملیات جاری عصرهرروز به مسئول خود گزارش دهند وطبیعی است که افکارخارج ازاین محدوده خط قرمز ونوعی تمرد از مناسبات تشکیلاتی محسوب می گردد.
سیزدهم محرومیت ازارتقای تشکیلاتی به دلیل زن بودن- زنان درفرقه رجوی هرگزقادربه رشد وشکوفایی نیستند وحتی درصورت داستن قابلیت ها و شایستگی های فردی نیزازرتبه انها ازهمطرازی وجانشینی بیشترنیست و درحقیقت شورای رهبری زنان یک پوشش ظاهریست و این شورا نمی تواند کوچکترین تاثیری در ساخت تشکیلاتی این فرقه بگذارد زیرا تمامی تصمیم گیریها ازجانب سرکرده فرقه بعنوان دستورصادرمی گرددکه شورای رهبری فقط وظیفه تبلیغ وتوجیه این دستورات برای دیگران رابعهده دارد.
ونتیجه اینکه زنان اسیر درچنگال خون آشام سرکرده جنایتکارفرقه تنها آلت وابزاری هستند تا توجیه گرشیادی ها و فریب کاریهای او باشند و طبعا به این دلایل مشروح درمقام بی حقوق ترین و خوارترین زنان مذهبی جهان قراردارند
وای از روزیکه همه پرده ها بالا رود وزنجیرها از دست وپا وذهنیت این زنان اسیرگسسته گردد و آنگاه است که حقایق تلخی بسیارازاین فجیع ترودردناکتراززبان رهاشده گان برای آگاهی همگان منتشرخواهدد شد.
سال پیش رو به اتمام است وآخرین پایگاه برده داری فرقه زن ستیزرجویسم درهزاره سوم درعراق درحال برچیده شدن .
برای یاد آوری و صیانت ازحقوق لگدمال شده این زنان و ملیونها زن چونان اسیران اشرف هریک به سهم خود بکوشیم وبدانیم هرچه ساکت باشیم ستمگران و واپسگرایان مذهبی بیشتر وبیشتربرانکارحقوق زنان تاکیدو اصرارخواهند کرد.
الف . مینو سپهر... کنکاشگروتلاشگرحقوق بشروزنان 2008-10-08
...............................................................................................................
زن ستیزی درفرقه رجوی _بنیاد فکری _مناسبات تشکیلاتی
.
.
الف .مینو سپهر، نهم اکتبر 2008
http://www.banafsheh707.blogfa.com/
زنان درفرقه رجوی به شدید ترین وضدانسانی ترین نوع ممکن موردتحقیروتوهین واستثماروبردگی ذهنی جسمی قراردارند.
بانگاهی خاطرات افراد و زنانی که توانسته اند باشهامت وخطراززنجیرهای این فرقه بگریزند وخود رابه دنیای آزاد برسانند بخوبی گویای این مدعاست.
فرقه رجوی برای فریب افکارعمومی و منحرف کردن توجهات از ستم هایی که براین زنان میرود زن ستیزی خود را درزیر نمادفریبکارانه شورای رهبری (مرکب ازبرخی اززنان کاملا سرسپرده) پنهان می کند.
ولی اگرپوسته این ادعا را کنارگذاریم ونگاهی به عمق نگرش رجویسم به مسئله زنان بیاندازیم به سادگی درمی یابیم که زنان دراین فرقه نه تنها ازحقوقی برابر ویکسان بامردان برخوردارنیستند بلکه ازآنها تنها بعنوان ابزاروکالایی جهت روانسازی برای پیشبرد افکار وتخیلات مالیخولیایی وانجام دستورات رهبری شیاد این فرقه استفاده می گردد.
وبه کلامی دیگرفرقه رجوی دریک شگرد رذیلانه صداقت وسادگی وعاطفه وعشق ووفاداری رقیق زنان را مورد دستبرد قرارداده وبا اهدای القاب دروغین ومراتبی غیرواقعی وصوری شخصیت آنها را تا مراتب دون افراد جاسوس وخبرچین پائین آورده است.
زنان در فرقه رجوی تحت ستم سنت های دینی ودستوراتتشکیلاتی.
الف - ستم دینی
ب- ستم تشکیلاتی.
ستم دینی- از آنجائیکه احترام به سنن دینی ودستورات مذهبی بخشی مهمی از ایدئولوژی این فرقه را تشکیل می دهد بنابراین بدون آنکه بخواهم وارد بحث مذهب شوم تنها به این نکته اشاره می کنم که زنان دراین فرقه بنابرتعاریف پایه ای دینی ازجهت حقوقی نیمی ازمردان محسوب گشته ولذا هیچگاه نمی توانند ازحقوقی برابر برخوردارباشند.
اگرچه این انکارحقوق برابرزنان درهمه جوامع مذهبی امریست معمول ومتداول ولی آنچه این زنان را ازدیگرزنان جوامع مذهبی مجزاومشخص می کند ستمی مظاعفی است که بردوش این زنان درتشکیلات فرقه رجوی سنگینی می نماید
ستم تشکیلاتی- زنان درفرقه مذهبی رجوی از داشتن حقوق ذ یل محرومند.
یکم- محروم ازحق انتخاب پوشش- زنان درفرقه رجوی هیچگونه حقی درانتخاب نوع و رنگ پوشش ندارند ومجبورند همیشه لباس یک شکل نظامی برتن نمایند.
دوم- محرومیت از معاشرت وگفتگو حتی درنوعی ساده ومعمولی با مردان- محل زندگی و سالن غداخوری زنان درتشکیلات فرقه رجوی کاملا ازمردان مجزاست و تنها درمواردی که تشکیلات ضروری بداند ازجمله مراسم زنان ومردان برای مدت کوتاهی درکنار هم والبته کاملا مجزاقرارمی گیرند و دراین صورت نیزهیچ زنی به تنهایی حق ندارد با مردی روبروگردیده وگفتگونماید مگراینکه زن دیگری نیزحضورداشته باشد.
سوم- محرومیت ازعشق وعلاقه مندی ودوست داشتن وابرازاحساس-
زنان درمناسبات فرقه رجوی بایستی بگونه ای کلی علاقه مندی وعشق ودوست داشتن وفکرکردن به جنس مخالف ودیگران را ازذهنیت خود پاک نموده وتنها دوست داشتن های خود را منحصربه سرکرده فرقه وهمسراو محدود نمایند! بنابراین دراین تعریف حتی اعضای نزدیک خانواده زنان نیزجایی ندارند وبنابردستورات فرقه زنان باید همه پیوندهای عاطفی خود را طلاق دهند! وبهمین دلیل است که این زنان تحت ستم سالهاست تحت القائات فرقه خانواده خود رافراموش نموده وپدرومادروفرزند وخواهر وبرادرخود را عامل رژیم ! قلمداد می کنند.
چهارم – محرومیت ازارتباط با دنیای آزاد- زنان اسیردرفرقه رجوی ازپیوند با دنیای آزاد ازطریق رادیو- تلویزیون- مطبوعات – اینترنت – کتاب کاملا محروم هستند و وسائل قابل دسترس برای این اسیران تنها به رادیو- تلویزیون تبلیغی فرقه ونشریات وکتب ایدئولوژیکی آن محدود می گردد.
پنجم – محرومیت از لوازم آرایشی وبهداشتی- زنان درفرقه رجوی از دسترسی به لوازم آرایشی وپیرایشی محرومند و لذا موفق به آرایش چهره خود نیستند وباتوجه به کارهای طاقت فرسا درشرایط نامناسب جغرافیایی ازجمله کاردرزیر آفتاب سوزان وعدم دسترسی به لوازم پیش گیری به بیماریهای پوستی مبتلاشده و چهره آنها نیر شادابی خود راازدست داده وبه پیری زودرس ابتلا پیدا می نمایند.
ششم- محرومیت همیشگی اززندگی زناشویی و تولید مثل- فرقه رجوی سعی می کند درراستای کشتن وسرکوب عاطفه ومهرو نگاه به آینده وامید به بهانه های مختلف باعمل جراحی رحم زنان جوان را غیرفعال نماید وبنابر شهادت یکی از زنان گریخته از فرقه دست کم ده درصد زنان جوان دراین فرقه به بهانه های مختلف تحت جراحی وخروج رحم قرارگرفته اند.
هفتم- اجباربه طلاق و تسلیم شدن به همبستریهای تشکیلاتی- زنان بسیاری دراین فرقه به دستور تشکیلات ازهمسران خود طلاق گرفتند تا به جمع زنان حرمسرای سرکرده فرقه افزون گردند و مریم رجوی نقش سوگلی این حرمسرا را بعهده دارد و دختران جوان نیز باید تن به همبستری های تشکیلاتی بدهند وآنگونه که رهبری فرقه مشخص می کندخودرا بصورت موقت دراختیارسرکردگان فرقه قراردند تا مورد تجاوزجنسی ایدئولوژیکی قرارگیرند.
هشتم- محرومیت ازنگاه کردن درآئینه وشانه کردن مو!- زنان اسیردرفرقه رجوی مجازبه نگاه کردن خود درآئینه نیستندو هم چنین نمی توانند موهای خود را آرایش وشانه نمایند به همین دلیل بسیاری ازاین زنان به بیماریهای ریزش زودهنگام مو وکچلی مبتلا گردیده اند.
نهم – مصرف ناخواسته هرمونهایی که باعث رشد موهای زائداندام می گردد.
فرقه رجوی دریک جنایت سازماندهی شده برای هرچه به ناامیدی کشاندن این زنان اسیرهرمونهایی را به غذای مصرفی انها می افزاید تا موهای زائد بدن آنها رشد سریعی داشته باشند ولذا بیشتراین زنان اسیرداری ریش وسبیل هستند وچون امکانات رفع این موهای زائد را دراختیارندارند کم کم چهره شان ازظرافت زنانه خارج شده وبه چهره هایی شکسته و پیروزشت بدل می گردد.
دهم- امکانات بسیارمحدود شستشو واستحمام- زنان اسیر دردست فرقه رجوی تنها ده روزیکبار آنهم به مدت بسیارکوتاهی(بین 5تا10) دقیقه می توانند استحمام نمایند وبنابراین آنها هیچگاه نمی توانند آنگونه که خود می خواهند ازاین امکانات استفاده نمایند.
یازدهم- محرومیت از گفتگو ومعاشرت با دیگرزنان- درمناسبات فرقه رجوی دوزن نمی توانند باهم دوست باشند و بگونه ای خصوصی باهم گفتگو نمایند واین درمناسبات فرقه ایجادمحفل به حساب می آید ولذا اجتماع کم ترسه نفربکلی ممنوع است.
دوازدهم- محرومیت از فکرکردن- زنان درمناسبات فرقه رجوی نمی توانند ونباید به کسی جزرهبرشیادفرقه و سوگلی حرمسرای او فکرکنند ولذا اگرفکری خارج از مسائل مربوط به این دو درذهنیت وفکرشان شکل گرفت بایستی حتما انرا بصورت فکت بنویسند و درعملیات جاری عصرهرروز به مسئول خود گزارش دهند وطبیعی است که افکارخارج ازاین محدوده خط قرمز ونوعی تمرد از مناسبات تشکیلاتی محسوب می گردد.
سیزدهم محرومیت ازارتقای تشکیلاتی به دلیل زن بودن- زنان درفرقه رجوی هرگزقادربه رشد وشکوفایی نیستند وحتی درصورت داستن قابلیت ها و شایستگی های فردی نیزازرتبه انها ازهمطرازی وجانشینی بیشترنیست و درحقیقت شورای رهبری زنان یک پوشش ظاهریست و این شورا نمی تواند کوچکترین تاثیری در ساخت تشکیلاتی این فرقه بگذارد زیرا تمامی تصمیم گیریها ازجانب سرکرده فرقه بعنوان دستورصادرمی گرددکه شورای رهبری فقط وظیفه تبلیغ وتوجیه این دستورات برای دیگران رابعهده دارد.
ونتیجه اینکه زنان اسیر درچنگال خون آشام سرکرده جنایتکارفرقه تنها آلت وابزاری هستند تا توجیه گرشیادی ها و فریب کاریهای او باشند و طبعا به این دلایل مشروح درمقام بی حقوق ترین و خوارترین زنان مذهبی جهان قراردارند
وای از روزیکه همه پرده ها بالا رود وزنجیرها از دست وپا وذهنیت این زنان اسیرگسسته گردد و آنگاه است که حقایق تلخی بسیارازاین فجیع ترودردناکتراززبان رهاشده گان برای آگاهی همگان منتشرخواهدد شد.
سال پیش رو به اتمام است وآخرین پایگاه برده داری فرقه زن ستیزرجویسم درهزاره سوم درعراق درحال برچیده شدن .
برای یاد آوری و صیانت ازحقوق لگدمال شده این زنان و ملیونها زن چونان اسیران اشرف هریک به سهم خود بکوشیم وبدانیم هرچه ساکت باشیم ستمگران و واپسگرایان مذهبی بیشتر وبیشتربرانکارحقوق زنان تاکیدو اصرارخواهند کرد.
الف . مینو سپهر... کنکاشگروتلاشگرحقوق بشروزنان 2008-10-08
...............................................................................................................
ابط منحط و زنستیزانهی درون اردوگاه اشرف
شاید اگر این سخنان در نشریهی مجاهد و سایتهای گروه تروریستی مجاهدین منتشر نمیشد و از طریق رسانههای این گروه پخش نمیگردید، مخاطبانی كه چندان با روحیه و خیالات رهبری مجاهدین آشنا نیستند باور نمیكردند كه این گفتهها بدون هیچ خجالتی از سوی رهبری مجاهدین مطرح گردیده است.
شاید هم تنظیم اینگونه سخنرانیها برای مریم رجوی كار نفوذیهای رژیم است، برای هرچه بیشتر مضحكه شدن بقایای رجوی؟
پیش از این هم رهبری مجاهدین این قبیل توهمات را بارها و بارها و بهمناسبتهای گوناگون مطرح كرده است و عمق پرتافتادگی و مالیخولیاییاش را برملا نموده و البته از گفتن و نشر چنین دعاویای محظوظ و مكیوف نیز شدهاند!
قبل از اینكه به واقعیت روزگار و سرنوشت این هزار زن بختبرگشته و فلكزده نگاهی بیندازیم، بهتر است این حقیقت تلخ را یادآور شویم كه هیچكدام از اعضای این بزرگترین تمركز زنان برای برابری در جهان! شناخته شده نیستند و نامی و نشانی از آنها نیست (جز چند تن) و جز با نام رجوی و گروه تروریستی مجاهدین شناخته نمیشوند.
سؤال این است كه هویت فردی این زنان چیست؟ چه میزان تحصیلات دارند؟ چگونه زندگی میكنند و چطور تصمیمگیری مینمایند؟ كدام آزادی فردی كه زنان حتی در بدویترین جوامع از آن برخوردارند را دارا میباشند؟ كدام نقش رهبریكننده و تعیینكننده، بدون اذن رجوی و بدون آنكه نامی و نشانی از مجاهدین مطرح باشد را دارند؟ كدامیك حق پوشش دلخواه را دارند؟ كدامشان حق مسافرت آزادانه دارند؟ و اصلاً آیا حق ازدواج دارند؟ و ...
« حالا اجازه بدهید ببینیم پیشرفتهای این مقاومت چه تأثیری در جامعه تحتسركوب و چه واكنشی از جانب ملایان داشت.ایستادگی زنان در مقابل ارتجاع و فاشیسم مذهبی و سلسله اقدامات آنها از جمله، اقدام شجاعانه اعضای مقاومت به خصوص زنان عضو این جنبش، كه از زندگی خانوادگی خود دست شستند، برای جامعه تحت سلطه آخوندها، كه در آن حتی حق طلاق از زنان سلب شده، پیام مؤثری داشت. این گام تاریخی، زنان را بیش از پیش رودرروی تحمیلات قرونوسطایی ملایان قرار داد. »
بهتر است ماهیت این اقدام شجاعانه را از زبان یكی از اعضای شورای رهبری مجاهدین بشنویم:
« [من و همسرم] در سال 1991 به دستور سازمان از هم جدا شده و فرزندان خود را نیز باز به دستور سازمان در همان سال به اروپا فرستادیم. من و همسرم ابتدا در برابر این دستورات مقاومت کرده و حاضر به جدا شدن از یکدیگر و ترک فرزندانمان نبودیم ولی بالاخره ما را تحت فشارهای روانی بسیار مجبور به جدایی از یکدیگر و از فرزندانمان کردند... سازمان به نظر من به این دلیل با اساس خانواده تعارض دارد چون وجود احساسات و عواطف را در افراد مانعی بر سر راه شستشوی مغزی آنان می بیند. لازمه به کنترل در آوردن کامل ذهن یک فرد قطعا سرکوب عاطفه و احساس در آن فرد است. بنابراین باید هرگونه علقه و پیوند خانوادگی قطع گردد تا افراد بیشتر و بی قید و بند تر در قید و بند امیال رهبر فرقه باقی بمانند و هیچ محدودیت و تمایل دیگری در برابر پذیرش خواسته های غیر معقول فرقه ای وجود نداشته باشد. »
امروز مریم رجوی بیاعتنا به وضعیت فلاكتبار هزار زن ِ دربند این فرقه در عراق، در میان چند زن اروپایی با لباسهای فاخر ظاهر میشود و در حالی كه از زندگی سلطنتی و اشرافی لذت میبرد سخن از ایستادگی و مقاومت آنها میگوید! اما واقعیت این است كه این حرفها فقط و فقط تعدادی از زنان اروپایی كه از وضعیت رقتانگیز این هزار زن بیاطلاع هستند را میفریبد.
امروز با حضور زنانی چون "بتول سلطانی" ، "میترا یوسفی" ، "حوراء شالچی" ، "مرجان ملك" و دهها زن دیگری كه از جهنم تبعیض و نابرابری فرقهی رجوی گریختهاند جایی برای عوامفریبی و دجالگری باقی نمیماند و تمامی كسانی كه در برابر سخنان بتول سلطانی كه عمق گندیدگی و پوسیدگی روابط منحط و قرون وسطایی فرقهی رجوی را افشا نمود سكوت كردهاند، بر عوامفریبیهایی اینچنین نقطهی پایان و تأكید گذاشتهاند.
مگر نه اینكه اعضای شورای رهبری مجاهدین خلصترین و ایدئولوژیكترین محصولات انقلاب ضدانسانی رجوی بودند تا آنجا كه به آنان تكثیر شدگان مریم (و البته كلفتهای رجوی) لقب داده بودند، چه شد كه از درون آنان فردی مانند بتول سلطانی با قبول تمام مخاطرات از این جهنم میگریزد؟

