چه کسی خائن است مجاهدین یا جداشدگان از مجاهدین؟
.
.
نادر نادری،

در فرهنگ و ادبيات اكثر مردم دنيا واژه خائن معني مشخص خود را دارد و بطور مشخص به افرادي این لقب داده مي شود كه به وطن و مردم خودش پشت و در راستاي منافع دشمن و بيگانه قرار مي گيرند ،براي مطامع خويش، منافع ملي و اسرار مردم و وطن را به بيگانه مي فروشد.
مدتهاست که اعضای سازمان مجاهدین خلق بخصوص بعد از سرنگوني صدام حسین در حال جداشدن از این سازمان هستند، رسانه ها و سايت هاي وابسته به مجاهدين، افراد جداشده را خائن مي نامند!! عجبا!!
راستي ما خائن هستيم يا شما سران تشكيلات مجاهدین خلق؟. البته ما هم به سهم خودمان گناهكار هستيم بدليل همكاري با وطن فروشاني مثل شما. اول اينكه بيايم بررسي خيلي كوچكي بكنيم ما فرض بگيريم كه جدا شدن يا فرار از يك آرمان و عقيده و اصول هم يك نوع خيانت است. راستي زمان جنگ چه كسي فرار كرد و حتي به حرفهاي خودش نيز طبق معمول پشت كرد؟. ما جدا شدگان يا خانم مريم رجوي و آقاي مسعود رجوي؟ ما جداشدگاني كه تا آخرين بمبارانها و آخرين تجهيزات در عراق مانديم و بعد از آن هم به مدت چهار سال در كمپ آمريكاييها در بيابانهاي بي آب و علف عراق مانديم ولي شما قبل از هر اتفاقي از عراق فرار كرديد با مسئولين بالا.
ميدانم توان قضاوت را نداريد چون براي قضاوت ابتدا وجدان و شرف نياز است. بگذاريم بقيه بين ما و شما قضاوت كنند.
حال برگرديدم به واژه خائن و خيانت آيا اطلاعات وطن فروشي در اختيار ما جداشدگان بود يا در اختيا شما. طبق اسناد موجود اطلاعات منافع ملي كه سرمايه مردم يا همان خلق قهرمان بود را در اختيار صدام حسين قرار مي داديد كه مورد بمباران قرار گيرد آيا اموال خلق بود يا اموال سران رژيم ايران. اسناد آن موجود است آيا وقتي اخبار تجمع سربازان ايراني را به دشمن مي داديد براي بمبارانهاي شيميايي براي گرفتن تلفات بيشتر از فرزندان ايران زمين آيا آن سربازان كجايي بودند. مگر فرزندان آن خلق قهرمان نبودند همان خلقي كه سنگشان را به سينه مي زديد. اسناد آن موجود است.
وقتي واحدها براي ماموريت به داخل ايران مي رفتند آيا جداشدگان به آنها GPS هایی را كه مربوط به بخش اطلاعات ارتش صدام بود را همراه داشتند و در آنها اطلاعات ثبت مي شد و در پايان ماموريت تحويل افسران مخابرات داده ميشد. مگر آن اطلاعات آورده شده مربوط به سرزمين آريايي ايران زمين و خلق قهرمان نبود. وقتي جعبه هاي مخصوص كه در آن دو شيشه استوانه اي قرار داشت و توسط افسران استخبارات به واحدهاي مجاهد خلق داده ميشد و توجيه ميشدند كه از مناطق نفت خيز ايران نمونه برداري كنند و پس از پايان ماموريت افسران استخبارات منتظر تحويل گيري آنها مي شدند مگر منافع ملي (خلق قهرمان) نبود؟ و....
قضاوت را مي گذاريم كه مردم ايران و گروههاي سياسي ايران انجام دهند. من با آقاي خزائي موافقم بايد سر و كله خائنين را تراشيد و در خيابانها گرداند. البته اين حرف از يك افسر بلندقد ساواكي استان لرستان (بروجرد) بعيد بود. ولي بنده به گذشته ايشان كاري ندارم حرفش را قبول دارم و بايد حرف حق را تاييد كرد.
شايد بعد از سالها كه با شما بودم اين اولين باري است كه احساس افتخار و سربلندي مي كنم كه به وطن فروشان و خائنين خيانت كردم و پشت كردم

