خطر خود سوزی دسته جمعی بفرمان رجوی در پادگان اشرف
.
.
کانون رهائی، سی و یکم دسامبر 2008
http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/3390-Rahayi%2030.12.08.HTM
اخیرا از سوی یکی از هموطنان مطلبی به عنوان" مهمان ناخوانده" برایمان ارسال گردید که پروسه اضمحلال فرقه مجاهئین با دلایل روشن و پرهیز از شعارهای بی محتوای رایج توضیح داده شده بود.
آقای حمید فرخنده با گذری کوتاه به چگونگی استقرار مجاهدین در عراق به بررسی پیامدهای آن می پردازد.
http://mag.gooya.com/politics/archives/2008/12/081276.php
hamid_farkhondeh@hotmail.com
در سایت قلم نیز مطلبی از آقای بیژن مهر ـ خبرگزاری جبهه ملی منتشر گردیده است که در آن نگرانی در مورد خود کشی و یا خود سوزی دسته جمعی تشکیلاتی مجاهدین در اشرف به دستور آقای رجوی کاملا مشهود می باشد. دراین مطلب می خوانیم که :
http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/3383-JebheMelli-BijanHTM
"رهبری و کنترل فرقه گونه مجاهدین با انقلابات و نظرات ایدئولوژیک بیمار گونه " رجوی ها " یاد آور جریان جیمز جونز رهبر یک فرقه مذهبی در آمریکا است که جان نزدیک به هزار تن از پیروانش را با بی تفاوتی در اردوگاهش در جیمز تاون ,گویانا در سال 1978, با خودکشی دسته جمعی گرفت. بی تفاوتی رهبری مجاهدین به جان افرادش با فدا کردن آنان در عملیات گوناگون از سال ۶۷ تا خود سوزی اعضای این سازمان در سال 1382 در پی دستگیری مریم رجوی در پاریس , کاملا مشهود است . ۱۶ مورد خود سوزی در سال 1382 در شهر های لندن٬برن٬ اتاوا ٬پاریس٬رم٬آتن و نیکوزیا که منجر به کشته شدن ۲ زن به نام های ندا حسینی ۱۹ ساله و صدیقه مجاوری۴۰ ساله شد٬ توانایی های هولناک این فرقه را مشخص کرد. رهبری سازمان پس از شانزدهمین خود سوزی از پیروانش خواست که دیگر خود سوزی نکنند! و نشان داد که ارزشی برای جان آنان قائل نیست."
کانون رهائی از تمامی هموطنانی که در موضع پوزیسیون و یا اپوزیسیون بدون در نظر گرفتن مواضع سیاسی و فرقه ای مجاهدین برای نجات هموطنانمان در اشرف تلاش می کنند، بینهایت سپاسگزار می باشد.
در رابطه با موضوع خود سوزی باید تأکید کرد که اگر چنین موردی پیش آید فقط مسعود رجوی است که بخاطر مخفی بودن و نامشخص بودن محل زندگیش می تواند فرمان خود سوزی را صادر نماید زیرا مریم از ترس دستگیری و حضورش در کشور فرانسه با توجه به پرونده جنائی که در خود سوزی های قبلی دارد، قادر به صدور چنین فرمانی نیست.
تعطیلی پادگان اشرف و بحران موجود در فرقه آنقدر بحرانیست که جای هیچگونه تردیدی برای تشدید تشنج و عکس العملهای هیستریک درون سازمانی باقی نمی گذارد. اینکه سازمان قبل از اینکه اجبارا اشرف را تخلیه نماید و خود آزادانه نیروهایش را به جای امنی منتقل نماید بعید به نظر می رسد. متاسفانه تاکنون مجاهدین کمکهای سازمانهای حقوق بشری را برای انتقال نیروهایشان به محل امنی نپذیرفته اند و همچنان سرسختانه به مقاومت برای نگهداشتن نیروهائیکه اکثر آنان بیش از 50 سال دارند، پرداخته اند.
سازمان همچنان برای ماندن در اشرف به "تظاهرات شکوهمند و پیروز خود" ادامه می دهد . درحالیکه هیچیک از مقامات عراقی و بین المللی تصمیم آنان را جدی نگرفته اند و سعی دارند که هرچه زودتر به این بحران از طریق تخلیه پادگان اشرف پایان دهند.
مجاهدین در روز دوشنبه 22 دسامبر نیز در جلوی سفارت فرانسه در دنهاخ " هلند" تجمع کرده و بازهم خواهان رسیدگی به خواسته های قبلی خود بودند. تجمعات و تظاهرات در جلوی سفارتخانه ها با به پایان رسیدن موعد تخلیه اشرف بازهم بیشتر خواهد گردید.
در واقع فرقه بود و نبود خویش را در بودن و ماندگاری اشرف می بیند . بدون اشرف ، "اوورسورواز" مرکز اروپائی مجاهدین در حومه پاریس نیز، کاربرد تبلیغاتی خویش را از دست می دهد.
مسئولین کانون رهائی برای کمک به ساکنان اشرف در تاریخ 23.12.2008 به سفارتخانه های فرانسه و عراق در دنهاخ مراجعه نمودند و با مسئولین سیاسی سفارت و مقامات امنیتی به گفتگو نشستند. این گفتگو ها حول امور پناهندگی ساکنین اشرف و نقش مخرب اوور سورواز بود. مشروح این مذاکرات بعدا به اطلاع عموم خواهد رسید مسؤلین سفارت فرانسه اظهار علاقه نمودند تا حل نهائی مسئله مجاهدین این نوع ملاقاتها ادامه یابد.
حل مشکلات پناهندگی ساکنین اشرف و اعزام آنان به محلی امن
متاسفانه بسیاری از اعضاء مجاهدین که در پادگان اشرف ساکن می باشند هیچگونه هویت حقیقی و مدارک قانونی ندارند و از بدو ورود به عراق تمامی مدارک آنان توسط مجاهدین ضبط گردیده و به آنان پس داده نشده است با این عنوان که" شما پس از سرنگونی رژیم نیازی به این مدارک ندارید" . لذا این افراد به عنوان پناهنده از سوی سازمانهای پناهندگی بویژه United Nations Commission شناخته شده نیستند.
UNCHR هیچگاه هویت گروهی پناهجویان را برسمیت نمی شناسد و با هر پناهجو بصورت فردی مصاحبه کرده و سپس وی را به کشور پناهنده پذیر اعزام می نماید.
این مشکل در زمان حکومت صدام برای آقای رجوی قابل حل بود و سازمان براساس همکاریهای مشترک می توانست از هرگونه کارت شناسائی که مناسب تشخیص می داد، استفاده نماید و نیروهایش را به هرنقطه ای که لازم می دید اعزام کند.
تعدادی دیگر از اعضاء مجاهدین که از اروپا اعزام شده اند و پاسپورت کشور محل اقامت خود را داشته اند می بایست فرصتی پیدا نمایند و خود را به سفارتخانه محل صدور پاسپورت رسانده و با معرفی خود تقاضای صدور مجدد پاسپورتشان را بنمایند." طبیعی است که آنها می بایست در درجه اول از موانع و پستهای پادگان اشرف خود را رها کنند."
امید است که سازمانهای پناهندگی به کمک صلیب سرخ بین المللی توان آن را داشته باشند که با متقاضیان پناهندگی در پادگان اشرف حضورا و فردی و بدون واسطه تشکیلاتی، مصاحبه نمایند.
...............................................................................................................
فاجعه ای در قرارگاه اشرف سازمان مجاهدین در عراق
.
.
دکتر علیرضا نوری زاده، پنجم فوریه 2008
http://www.nourizadeh.com
گفتگوی تلفنی مستقیم و گزارش کار مسعود خدابنده از عراق.
برنامه "پنجره ای رو به خانه پدری". سی و یکم ژانویه 2008
(فایل تصویری - شانزده مگا بایت)
..........................................................................................................................................
فاجعه توئی!
.
.
بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، اول سپتامبر 2008
http://hasanzebel.blogfa.com/
.

مجاهدین بعد از تحویل حفاظت اشرف به عراقیها ،برای جذب افکار عمومی و بعنوان آخرین تلاش مدام تکرار میکنند که فاجعه انسانی در اشرف در راه است و به این منظور همه آدمهای پیدا و پنهانشان را هم به میدان آورده اند ؛ حتی بطور مسخره ای حزب دست ساز مجاهدین با نام جعلی حزب سبزهای ایران که علی القاعده باید نگران حفاظت محیط زیست باشد نیز بعد از سالها اطلاعیه داده و نگرانی خودش را از بروز فاجعه در اشرف بیان کرده است .
فریب دادن و بردن آدمهای بیگناه به عراق و اسیر کردنشان در اشرف مگر فاجعه ای نبود که توسط مسعود رجوی انجام شده است ؟بردن این آدمهای اسیر به کام مرگ تحت فرمان صدام مگر فاجعه نبوده؟ ؛ مگر عملیات فروغ فاجعه نبود که آنهمه را به کام مرگ فرستادند؟ ؛ مگر در عملیات تروریستی برای داخل شهرها که افراد را از عراق اعزام میکردند ؛کم مجاهدین کشته شدند؟ مگر آنموقع شعار رهبری مجاهدین این نبود که همه باید شهید بشوند ؛ مگر مسعود رجوی نگفت که ما پذیرفته بودیم که نود درصد ارتش آزادی کشته شود ؟؛ مگر در جنگ آمریکا با عراق* یادمان رفته که مسعود و مریم پنهان شدند و فرار کردند و باقی ماندند که قربانی شوند . اینها همه فاجعه نبود ؟ از کدام فاجعه انسانی صحبت میکنید ؟؛ حضور اشرف و حضور شما خود بدترین فاجعه است .
*میگویند کودکی در تاریکی شب در خیابانی راه میرفت و به شدت می ترسید ، مردی بد هیبت و گنده که پشت سر او راه میرفت به کودک گفت نترس من پشت سرت هستم ، کودک جواب داد فقط از همین میترسم .
فاجعه ای که میگوئید ممکن است!! اما من میترسم شما آن را بوجود بیاورید ؛ این حرف سازمان مجاهدین که به ظاهر جمله سمبولیکی است ترس مرا دو چندان میکند ، اینکه گفته اند که اشرف در مقابل فشارها به زمین نمیخورد بلکه به آسمان میرود آیا حکایت از فکر یک پایان تلخ مثل باقی فرقه های تاریخ نیست که در ذهن رهبری سازمان لانه کرده است .
نظامیان عراقی باید در حفاظت از ساکنان اسیر اشرف مراقب این فاجعه باشند
..............................................................................................................
کدام فاجعه انسانی ؟
.
.
سایت آوا، ششم سپتامبر 2008
http://www.iran-aawa.com/b287.htm
در روزهای اخیر فرقه تروریستی مجاهدین با تبلیغات گسترده جهت پیشگیری از فروپاشی کامل تشکیلات ضد انسانی خود خطر فاجعه انسانی را مطرح می نماید که البته معلوم نیست که منظور از این واژه چیست؟
این فاجعه از زمانی آغاز شد که افرادی در تشکیلات این سازمان سرنوشت خود را به مسعود رجوی سپرده بودند و با شروع تهاجم ارتش امریکا به عراق بلافاصله مسعود رجوی و مریم عضدانلو از قرارگاه اشرف خارج شده و سرنوشت افراد ارتش را به حال خود رها کرده و جان خود را بدر بردند.
در واقع فاجعه انسانی این است که سرکردگان فرقه مجاهدین ارتشی را بدون فرمانده و بدون سلاح در عراق رها کرده و امروز از سازمانهای بین المللی تقاضای کمک نمایند و بهترین نشانه خیانت را امروز در این می توان مشاهده کرد که در تمامی اکسیون ها و تظاهرات و تحصن های این فرقه هیچکدام از مسئولین سازمان مجاهدین دیده نمی شوند و فقط کار بعهده مواجب بگیران شورایی محول شده است و در جریان تحصن ژنو افرادی که سالها حقوق شورایی را دریافت کرده و در اروپا مشغول خوشگذارانی بوده اند به میدان آمده و اشک تمساح برای افراد سرگردان در قرارگاه اشرف می ریزند و فاجعه سیاسی این است که این افراد بی هویت و بی وطن برای سازمان مجاهدین همچنان تقاضای همان اسیر جنگی که تاکنون بوده و تحت امر دولت امریکا می باشد را دارند.
جای تعجب نیست، سازمانی که مدتها استقلال سیاسی خود را از دست داده و به عنوان " تروریست خوب " و خبرچین و آلت فعل در مناقاشات هسته ای ایران مورد استفاده قرار گرفته است امروز باید مهمترین درخواست آن باقی ماندن در قالب اسیر جنگی در دست ارتش امریکا باشد.
امروز از تمامی کسانی که اشک تمساح برای افراد باقی مانده در قرارگاه اشرف می ریزند باید پرسید که در صورتی که این فرقه موفق بشود باقی مانده عناصر سرسپرده خود را به کمک سرویس های خارجی از عراق نجات داده و مابقی را به حال خود رها سازد فاجعه انسانی کدام است؟
بعد از فرار خیانت بار مریم عضدانلو به پاریس و مخفی شدن مسعود رجوی و همچنین سعی سازمان مجاهدین برای خارج کردن عده ای از عوامل سرسپرده خود از عراق اکنون بازیگران اصلی این فاجعه انسانی چه کسانی خواهد بود؟ و چه کسانی باید سرنوشت و زندگی خود را از جهنم عراق نجات بدهند؟ آیا شعارهای توخالی حقوق بگیران شورایی راه به جایی خواهد برد؟
این حقیقتی است که باعث شده تا کنون هیچکدام از سردمداران این سازمان نه موضعگیری نموده و نه در مراسم مختلف راجع به این موضوع حرفی زده است چرا که وجود خود این افراد در اروپا نشان دهنده خیانتی است که به باقی ماندگان در قرارگاه اشرف انجام داده اند.
از نگاه سایت آوا فاجعه انسانی دقیقا سرنوشت نامعلوم کسانی است که در قرارگاه اشرف بعد از فرار باقی مانده سران این فرقه بدست تقدیر سپرده خواهد شد و به همین دلیل ضروری است که تمامی فعالین حقوق بشری در مورد سرنوشت کسانی که قربانی اهداف شوم فرقه مجاهدین گشته اند، حساسیت نشان داده و نگذارند که مسعود رجوی جهت بقای خود آنها را در یک نقشه غیر انسانی مجددا مورد استفاده قرار بدهد.
...............................................................................................................
اظهارات صدیقه حسینی در مورد احتمال خود کشی جمعی درقرارگاه اشرف
.
.
سایت آوا، سیزدهم فوریه 2008
http://www.iran-aawa.com/b191.htm
بدنبال افشای خط فریب افراد اسیر در قرارگاه اشرف توسط کانون آوا و چشم دوختن به حمله احتمالی امریکا به ایران تحت عنوان " تعهد دوساله "و با آرزوی " جرقه و جنگ " مسعود رجوی از اعضای خود خواسته بود تا انتهای مدت ریاست جمهوری جورج بوش در قرارگاه اشرف بمانند و از هرگونه اعتراض خود داری نموده و پس از این تاریخ با انحلال سازمان مجاهدین اجازه می یابند بدنبال زندگی خود بروند.
اما در هفته گذشته صدیقه حسینی عقب افتاده ترین عضو شورای مجاهدین که عنوان مسئول اولی این فرقه را یدک میکشد، در مراسم 19 بهمن امسال آب پاکی را بروی دست ساکنان اشرف ریخت و اظهار داشت :
" حماسه اشرف, همان حماسه آرش است. .....چه ديروز و چه امروز,. از 19بهمن 60 تا همين امروز....
...... حالا هم رژيم و هم ما, شتابان به جانب تعيين تكليف پيش ميرويم. ..."
http://www.aftabkaran.com/565.htm
ترجمه صریح این حرف به زبان فارسی دری این است که مسعود رجوی بر خلاف قولهایی که به اعضای خود داده بود، قصد دارد در یک فاجعه انسانی همگی آنان را قربانی مطامع قدرت پرستانه خود نماید.
سردادن شعارهای فریبنده و انکار این تحلیل و تصمیم مسعود رجوی از زبان صدیقه حسینی هیچ کمکی به سرنوشت اجتناب ناپذیر مجاهدین نخواهد کرد چه مسعود رجوی آنرا اعلام نماید و چه صدیقه حسینی آنرا انکار کند، در نهایت سازمان به دلیل عملکردهای خائنانه خود به نقطه از هم پاشیدگی مطلق هر روز نزدیکتر می شود.
نشانه های این از هم پاشیدگی را میتوان از شرایط کلی که قرارگاه اشرف را احاطه کرده است مشاهده نمود که علی رغم وجود کمپ امریکائی ها به نام " تیپف " در خارج قرارگاه اشرف، اکنون در داخل قرارگاه اشرف مجاهدین محلی به نام " خروجی!!" ایجاد کرده اند که اعضای متقاضی خروج از سازمان در آن اسکان داده می شوند و اصولا " خروجی!! " در روابط فرقه مجاهدین نشان دهنده بحرانی است که هر چند وقت یکبار گریبان سازمان مجاهدین را میگیرد و اینبار بعد از پنچ سال سرگردانی و ناامید شدن از تهاجم امریکا به ایران شدت می گیرد.
از نگاه سایت آوا، حرف آخر را رهبران مجاهدین از زبان صدیقه حسینی می زنند که هیچ پیروزی برای مجاهدین متصور نیست و این فرقه در سراشیب سقوط به سوی تعیین تکلیف نهایی پیش می روند و با توجه به اینکه پیروزی آنان حتی با " پوشش کامل هوایی " امریکاییان امکان پذیر نیست لذا خودسوزی جمعی به عنوان تنها راه حل پس از 19 بهمن امسال در دستور کار آنان قرار میگیرد
..............................................................................................................
باند رجوی در تدارک خلق یك فاجعهی انسانی
.
... در پی پخش اخبار مربوط به انجام مذاكرات بین دولت عراق با نیروهای نظامی امریكا دربارهی واگذاری مسؤولیت اردوگاه اشرف به نیروهای عراقی، "ریموند تنتر" یكی از حامیان مجاهدین در امریكا "التزام نیروهای امریكایی به حفاظت از مجاهدین براساس كنوانسیون ژنو و تعهدات اخلاقی"! را به آنها یادآور شد. اما این دلداری با وجود تحولات جدی كه در این رابطه مطرح است، نتوانست نگرانیهای مجاهدین را مرتفع سازد، لذا آنها به سراغ اصل مطلب رفته و در مورد بروز یك فاجعهی انسانی هشدار دادند ...
ایران دیدبان، نوزدهم ژوئیه 2008
http://www.irandidban.com/master.asp?ID=14680
زنگها در عراق برای باند رجوی بهصدا درآمده است.
در پی پخش اخبار مربوط به انجام مذاكرات بین دولت عراق با نیروهای نظامی امریكا دربارهی واگذاری مسؤولیت اردوگاه اشرف به نیروهای عراقی، "ریموند تنتر" یكی از حامیان مجاهدین در امریكا "التزام نیروهای امریكایی به حفاظت از مجاهدین براساس كنوانسیون ژنو و تعهدات اخلاقی"! را به آنها یادآور شد.
اما این دلداری با وجود تحولات جدی كه در این رابطه مطرح است، نتوانست نگرانیهای مجاهدین را مرتفع سازد، لذا آنها به سراغ اصل مطلب رفته و در مورد بروز یك فاجعهی انسانی هشدار دادند.
"دانیل پایپ" یكی دیگر از حامیان مجاهدین در امریكا با صراحت تمام از ناكارآمدی التزامات امریكاییها كه تنتر سعی میكند دلدارانه آن را یادآوری كند، سخن بهمیان میآورد و میگوید:
« در حالیکه مأموریت سازمان ملل متحد که بهحضور نیروهای امریکا در عراق مشروعیت میبخشد روز ۳۱ دسامبر منقضی میشود، یک فاجعهی انسانی و استراتژیک نمودار میشود، سرنوشت حدود ۳۵۰۰ ایرانی مخالف رژیم که قرار است در جریان مذاکرات مربوط به وضعیت نیروها بین واشنگتن و بغداد مطرح شود. »
لابی مجاهدین تلاش دارد تا نیروی نظامی امریكا در عراق را قانع سازد كه علیرغم پایان یافتن مأموریتی كه سازمان ملل برای حضور در عراق به آنها داده است و با وجود درخواست دولت عراق برای در اختیار گرفتن كنترل اردوگاه اشرف، آنها همچنان موظف به حمایت از نیروهای مستقر در این اردوگاه میباشند.
درحالیكه اِشكال ِ اساسی ِ این توقع از امریكاییها این است كه تا كنون هم اگر به حراست از این گروه مشغول بودهاند، بر اساس توافقات كلیتری است كه حضور آنها را در خاك عراق توجیه میساخته و بههیچوجه نمیتواند پس از پایان یافتن این دوره یا پس از توافق با دولت عراق برای انتقال این مسؤولیت ادامه یابد.
از سوی دیگر اگر چه حامیان مجاهدین سعی میكنند با ابزار حقوقی، امریكا را به ادامهی تیمار و نگهداری مجاهدین وادار نمایند، اما عدم وجاهت این دعاوی آنقدر زیاد است كه ملاحظات سیاسی را ارجحتر برای طرح چنین خواهشی از دولت بوش دانستهاند. در این رابطه پایپ میگوید:
« سازمان مجاهدین همیشه نسبت به مداخلهی رژیم ایران هشدار داده و نقش مثبتی در فاش کردن تهدیدها و خطرات چنین مداخلاتی بازی کرده است، اطلاعات آن در این زمینه بسیار مفید بوده و در برخی شرایط به نجات جان سربازان امریکایی کمک کرده است ... سازمان مجاهدین سالها است به عملیاتی دست نزده است، توانایی انجام عملیاتی در آینده را ندارد و امنیت امریکا را تهدید نمیکند. »
دانیل پایپ آنگاه با اشاره به مواضع دولتمردان عراقی دربارهی ضرورت اخراج این گروه از عراق و عدم واكنش دولت بوش به این تحولات میگوید:
« دولت بوش دربارهی این تحولات ساکت بوده است، اما - بر اساس تعهدات انسانی و بینالمللی خود و نیاز به داشتن متحدانی در برابر تهران - وظیفه دارد، و منافعاش ایجاب میکند که در مذاکرات وضعیت نیروها با بغداد تأکید کند اعضای سازمان مجاهدین خلق در پایگاه اشرف زیر حفاظت ارتش امریکا باقی بمانند. »
دانیل پایپ چنین نتیجه میگیرد:
« در صورتی که این گزارشها درست باشد، به این معنا خواهد بود که ساکنان غیرمسلح پایگاه اشرف به نیروهای عراقی تحویل داده میشوند یا به ایران اخراج خواهند شد. در هر مورد، وقوع یک کشتار تمامعیار، یا بهوسیلهی عوامل و کارگزاران تهران در عراق یا توسط خود تهران، محتمل مینماید. »
همه میدانیم كه گزارشهای مورد اشاره درست است، اما معنای صحت این گزارشها دقیقاً آن چیزی نیست كه مجاهدین و حامیانشان سعی دارند آن را القاء كنند، بلكه برعكس انتقال مسؤولیت اردوگاه اشرف از نیروهای امریكایی به دولت عراق، چند مزیت عمده دارد و دقیقاً بههمین خاطر گردانندگان مجاهدین كه نیروها را در این اردوگاه به گروگان گرفتهاند با تمام قوا میكوشند تا از آن جلوگیری كنند و برای جلوگیری از آن، مقدمات یك فاجعهی انسانی و كشتار دستهجمعی را تدارك دیدهاند.
- مزیت عمدهی این انتقال این است كه تمام نیروهای ناراضی كه مدتها است سعی دارند از این اردوگاه خارج شوند، فرصتی خواهند یافت تا آزادانه و بدون ترس از شكنجهگران و بازجویان گروه تروریستی مجاهدین از آنجا خارج شوند.
- امكان ملاقات بین نیروهای ساكن در این اردوگاه با خانوادههایشان و ارتباط با دنیای خارج كه تا كنون بهدلیل استمرار كنترل تشكیلاتی بر نیروها زیر چتر حمایتی نظامیان امریكایی وجود نداشت، محقق و عملی خواهد شد.
- همچنین از مداخلات این گروه در امورد داخلی عراق كه یكی از عوامل ناامنی در این كشور بهحساب میآید جلوگیری خواهد شد.
اطلاعات بهدست آمده از اردوگاه اشرف حاكی است كه با جدی شدن امكان در اختیار گرفتن كنترل اردوگاه اشرف توسط دولت عراق، كه در چشمانداز خود، اخراج مجاهدین از این كشور را در پی دارد، طرحهای رهبری مجاهدین برای كشتار دستهجمعی نیروها و ترغیب آنان به خودكشی و خودسوزی عملیاتیتر شده و مجاهدین خود را برای تحمیل هزینهای سنگین به دولت عراق جهت جلوگیری از فروپاشی تشكیلاتی آماده میكنند.
فاجعهآمیزتر اینکه در این رابطه حتی گشتاپوی اشرف دستاندركار انتقال برخی هواداران و سمپاتهای این گروه از سایر كشورها و حتی از ایران، به عراق، با انواع ترفندها میباشد تا تعداد نفرات این اردوگاه را افزایش دهد.
یكی از مسؤولین وزارت حقوقبشر عراق اجازهی ورود افراد جدید به این اردوگاه را ناشی از انجام بد ِ تعهدات نیروهای ائتلاف در این رابطه دانسته و یادآور شده است كه بهبار آوردن هرگونه فاجعهی انسانی، بدون شك كارنامهی این گروه را تیرهتر میكند و نشان میدهد كه آنها انسانهایی یاغی هستند كه هیچ قانونی را نمیپذیرند و مطلقاً مسؤولیتی را متوجه دولت عراق نخواهد كرد.
باند رجوی بهخوبی میداند كه هرگونه جابهجایی و تحول در شرایط فعلی اردوگاه اشرف، به فرو ریختن كنترل تشكیلاتی بر روی نیروها و در نهایت انحلال كامل این گروه منجر خواهد شد و از این رو در صدد است تا به هر نحو ممكن شرایط كنونی این اردوگاه در عراق را حفظ كند.
تجربهی 5 سال گذشته نشان داده است كه دولت عراق برخلاف تبلیغات منفی مجاهدین و حامیاناش، بههیچوجه برخورد خشونتآمیزی با آنها نداشته و از سوی دیگر كلیهی اعضای این گروه كه خواهان بازگشت به ایران بودهاند از وضعیت بسیار بهتری نسبت به سایر دوستانشان برخوردار بوده و در حال حاضر زندگی كاملاً طبیعی و آزادانهای دارند كه صلیبسرخ و نظامیان امریكایی بهخوبی در جریان این وضعیت قرار دارند.
بهنظر میرسد شایسته است هر کس به هر طریقی که در توان دارد از بروز این فاجعهی دردناک انسانی جلوگیری نماید.
..............................................................................................................
تهدید فرقه به سوزاندن و کشتار اعضای رده پایین
.
.
آرش صامتی پور، سایت آرش، ششم سپتامبر 2008
http://www.arashs.blogfa.com/
در سایت وابسته به فرقه ی رجوی مطلبی درج شده بود که بد نیست مورد بررسی و تامل بیشتر قرار بگیرد. لازم به توضیح است که در فرقه ی رجوی اعضا خودشان اختیار و اجازه نوشتن ندارند و تنها بزرگترهایشان برایشان می نویسند.
ما اشرفي ها همانگونه كه آزاد به دنيا آمده ايم, ساليان درازي است كه براي آزادي ميهن مان جنگيده ايم و براي به دست آوردنش جان مي دهيم. اگر قرار است درهمين اشرف به دست مزدوران برون مرزي رژيم آخوندي و يا خود پاسداران ظلمت و تباهي قطعه قطعه شويم, چه باك, ما هرلحظه براي جانفشاني وآزادي ميهن مان حاضريم.
به زبان دیگر نهدید فرقه ی رجوی این است که اگر احساس خطر کنیم آماده ایم تا همه ی اعضای رده پایین مان را قربانی نماییم.
فرقه ی در شرف انحلال البته فراموش کرده که اینبار تو بمیری واقعا به قصد مرگ است. اگر راست می گوید ( و خیلی ها مشتاقند ) صدیقه و یا علیرضا جعفرزاده را قربانی کند. آنوقت می شود نشست و فکر کرد.
..............................................................................................................
| خودسوزی، خودکشی در سازمان مجاهدین |
| خلاصه: سازمان مجاهدین رکورد دار خودکشی و خودسوزی در جهان. متأسفانه در سازمان مجاهدین بعد از انقلاب ایدئولوژیک سال 64 آمار فجیع و تکان دهنده خودکشی رو به رشد روزافزون بوده است. بطوریکه در سالهای 72 تا سر فصل اشغال عراق توسط آمریکا بسیار اوج گرفته است و افراد متعددی مثل کریم پدرام و تعداد زیادی زن و مرد و تعدادی دیگر که سازمان برای لاپوشانی، مرگ آنها را ناشی از بمباران هوایی و یا شلیک ناخواسته اعلام کرده است، در این سالها اقدام به خودکشی کرده اند. |
|
پدیده خودکشی و یا خودسوزی علیرغم دلخراش بودن وقوع آن در جوامع، از دیدگاه روانپزشکی مدرن و جامعه شناسان، ناشی از وجود ناهنجاری ها، عدم وجود عدالت و قوانین غلط و بسیاری امور اجتماعی خلاف اصول در جوامع میباشد، که بر این اساس حتی می توان به جرأت گفت یکی از شاخص های دموکراتیک بودن و پیشرفت فرهنگی در جوامع امروزی امارخودکشی درآنهاست که افراد ان جامعه بدلیل. .......................................................................................................... |

