متن کامل اعلاميه جهانی حقوق بشر
از آنجائيکه شناسائی حيثيت ذاتی کليه اعضای خانواده بشری و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشکيل میدهد، ازآنجائيکه عدم شناسائی و تحقير حقوق بشر منتهی به رخ دادن اعمال وحشيانهای گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است،
از آنجائيکه اساساً حقوق انسانی را بايد با اجرای قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد،
از آنجائيکه اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين المللی را مورد تشويق قرار داد،
از آنجائيکه مردم ملل متحد ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق مرد و زن در منشور اعلام کردهاند و تصميم راسخ گرفتهاند که به پيشرفت اجتماعی کمک کنند و در محيطی آزادتر وضع زندگی بهتری به وجود آورند،
از آنجائيکه دول عضو متحد شدهاند که احترام جهانی و رعايت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تامين کنند،
از آنجائيکه حسن تفاهم مشترکی نسبت به اين حقوق و آزاديها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد،
مجمع عمومی اين اعلاميه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمام مردم و کليه ملل اعلام میکند تا جميع افراد و همه ارکان اجتماع اين اعلاميه را دائماً در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم و تربيت احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجی ملی و بين المللي، شناسائی و اجرای واقعی و حياتی آنها، چه درميان خود ملل عضو و چه در بين مردم کشورهائی که در قلمرو آنها میباشند، تامين گردد
.
ماده يکم : تمام افراد بشر آزاد به دنيا میآيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند، همه دارای عقل و وجدان میباشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادری رفتار کنند
ماده دوم : هر کس میتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسی يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، ولادت يا هر موقعيت ديگر، از تمام حقوق و کليه آزاديهائيکه در اعلاميه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد بعلاوه هيچ تبعيضی به وجود نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سياسي، اداری و قضائی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه اين کشور مستقل، تحت قيمومت يا غير خود مختار بوده يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد
ماده سوم : هر کس حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.
ماده چهارم : احدی را نمیتوان در بردگی نگهداشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.
ماده پنجم : احدی را نمیتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاری قرار داد که ظالمانه و يا بر خلاف انسانيت و شئون بشری يا موهن باشد.
ماده ششم : هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی او در همه جا بعنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود
ماده هفتم : همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار باشند، همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريکی که برای چنين تبعيضی بعمل آيد بطور تساوی از حمايت قانون بهرهمند شوند.
ماده هشتم : در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق بوسيله قانون اساسی يا قانون ديگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع مؤثر به محاکم ملی صالحه را دارد
ماده نهم : احدی نمیتواند خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد شود.
ماده دهم : هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوايش به وسيله دادگاه مستقل و بی طرفی، منصفانه و علناً رسيدگی بشود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزائی که به او توجه پيدا کرده باشد اتخاذ تصميم بنمايد.
ماده يازدهم : ١ـ هر کس که به بزهکاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتيکه در جريان يک دعوای عمومی که در آن کليه تضمينهای لازم برای دفاع او تأمين شده باشد تقصير او قانوناً محرز گردد. ٢ـ هيچ کس برای انجام يا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب، آن عمل به موجب حقوق ملی يا بينالمللی جرم شناخته نمیشده است محکوم نخواهد شد، بهمين طريق هيچ مجازاتی شديد تر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق میگرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.
ماده دوازدهم : احدی در زندگی خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخلههای خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد، هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد
ماده سيزدهم : ١ـ هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد ٢ـ هر کس حق دارد هر کشوری از جمله کشور خود را ترک نموده يا به کشور خود باز گردد
ماده چهاردهم : ١ـ هر کس حق دارد که در برابر تعقيب، شکنجه و آزار پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای ديگر پناه اختيار کند
٢ـ در موردی که تعقيب واقعاً مبتنی بر جرم عمومی و غير سياسی يا رفتارهای مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمیتوان از اين حق استفاده کرد
ماده پانزدهم : ١ـ هر کس حق دارد که دارای تابعيت باشد
٢ـ احدی را نمیتوان خود سرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد
ماده شانزدهم : ١ـ هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هيچگونه محدوديت از نظر نژاد، مليت، تابعيت، يا مذهب با همديگر زناشوئی کنند و تشکيل خانواده دهند، در تمام مدت زناشوئی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج، دارای حقوق مساوی میباشند ٢ـ ازدواج بايد با رضايت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود ٣ـ خانواده رکن طبيعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود
ماده هفدهم :
١ـ هر شخص منفرداً يا بطور اجتماع حق مالکيت دارد
٢ـ احدی را نمیتوان خود سرانه از حق مالکيت محروم نمود
ماده هيجدهم :
هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود، اين حق متضمن آزادی تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادی اظهار عقيده و ايمان میباشد، و نيز شامل تعليمات مذهبی و اجرای مراسم دينی است، هر کس میتواند از اين حقوق منفرداً يا مجتمعاً بطور خصوصی يا بطور عمومی برخوردار باشد
ماده نوزدهم :
هر کس حق آزادی عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد
ماده بيستم :
١ـ هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهای مسالمت آميز تشکيل دهد
٢ـ هيچ کس را نمیتوان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد
ماده بيست و يکم :
١ـ هر کس حق دارد که در اداره امور کشور خود، خواه مستقيماً و خواه با انتخاب نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويد
٢ـ هر کس حق دارد با تساوی شرايط، به مشاغل عمومی کشور خود نائل آيد
٣ـ اساس و منشاء قدرت حکومت، اراده مردم است، اين اراده بايد بوسيله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و بطور ادواری صورت میپذيرد، انتخابات بايد عمومی و با رعايت مساوات باشد و با رأی مخفی و يا طريقهای نظير آن انجام گيرد که آزادی رأی را تأمين نمايد
ماده بيست و دوم :
هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است بوسيله مساعی ملی و همکاری بينالمللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصيت او است با رعايت تشکيلات و منابع هر کشور بدست آورد
ماده بيست و سوم :
١ـ هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نمايد، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بيکاری مورد حمايت قرار گيرد
٢ـ همه حق دارند که بدون هيچ تبعيضی، در مقابل کار مساوی، اجرت مساوی دريافت دارند ٣ـ هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضايت بخشی ذيحق میشود که زندگی او و خانوادهاش را موافق شئون انسانی تأمين کند و آنرا در صورت لزوم با هر نوع وسائل ديگر حمايت اجتماعی تکميل کند
٤ـ هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و در اتحاديهها نيز شرکت کند
ماده بيست و چهارم :
هر کس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و به خصوص محدوديت معقول ساعات کار و مرخصیهای ادواری با اخذ حقوق را ذيحق میباشد
ماده بيست و پنجم :
١ـ هر کس حق دارد که سطح زندگانی او سلامتی و رفاه خود و خانوادهاش را از حيث خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تأمين کند و همچنين حق دارد که در مواقع بيکاري، بيماري، نقص عضو، بيوگی، کهولت سن يا در تمام موارد ديگری که بعلل خارج از اراده انسان وسائل امرار معاش از دست رفته باشد از شرايط آبرومندانه زندگی برخوردار شود
٢ـ مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی برخوردار شوند، کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج بدنيا آمده باشند، حق دارند که همه از يکنوع حمايت اجتماعی برخوردار شوند
ماده بيست و ششم :
١ـ هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهرهمند شود، آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعليمات ابتدائی و اساسی است بايد به صورت رايگان باشد، آموزش ابتدائی اجباری است، آموزش حرفهای بايد عموميت پيدا کند و آموزش عالی بايد با شرايط تساوی کامل بروی همه باز باشد تا همه بنابر استعداد خود بتوانند از آن بهرهمند گردند
٢ـ آموزش و پرورش بايد طوری هدايت شود که شخصيت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزاديهای بشر را تقويت کند، آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام عقايد مخالف و دوستی بين تمام ملل و جمعيتهای نژادی يا مذهبی و همچنين توسعه فعاليتهای ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهيل نمايد
٣ـ پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند
ماده بيست و هفتم :
١ـ هر کس حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند، از فنون و هنر ها متمتع گردد و در پيشرفت علمی و فوائد آن سهيم باشد
٢ـ هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمي، فرهنگی يا هنری خود برخوردار شود ماده بيست و هشتم : هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و بين المللی حقوق و آزاديهايی را که در اين اعلاميه ذکر گرديده است تامين کرده و آنها را به مورد عمل گذارد
ماده بيست و نهم :
١ـ هر کس در مقابل آن جامعهای وظيفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصيت او را ميسر سازد ٢ـ هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزاديهای خود فقط تابع محدوديتهايی است که بوسيله قانون منحصراً به منظور تأمين شناسائی و مراعات حقوق و آزاديهای ديگران و برای رعايت مقتضيات صحيح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرايط يک جامعه دموکراتيک وضع گرديده است
٣ـ اين حقوق و آزاديها در هيچ موردی نمیتواند برخلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد ماده سیام هيچيک از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوری تفسير شود که متضمن حقی برای دولتی يا جمعيتی يا فردی باشد که بموجب آن بتواند هريک از حقوق و آزاديهای مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرد يا در راه آن فعاليتی انجام دهد.
...........................................................................................................................................
|
وضعيت حقوقى كودكان پناهجو در آلمان به نقل از ديچه اوله آلمان كارنامه آلمان ۱۵ سال پس از تصويب ”كنوانسيون حقوق كودك“ درخشان نيست. در آلمان حقوق پايهاى كودكان، مانند حق برخوردارى از آموزش مجانى در مدارس، مدام مورد تهديد است. بر شمار كودكانى كه به دام فقر گرفتار مىآيند روز به روز افزوده مىشود. ”جامعه حقوق بشر آلمان“ كه متشكل از ۴۵ سازمان مدافع حقوق بشر است هشدار مىدهد كه به ويژه وضعيت كودكان پناهنده در آلمان وخيم است. در روز ۱۹ نوامبر نمايندگان اين ۴۵ سازمان در برلين گرد آمدند و در باره وضعيت حقوق كودكان در آلمان به بحث نشستند. روز بيستم نوامبر، سىام آبان ماه، روز حقوق كودك است. در روز بيستم نوامبر سال ۱۹۸۹ ميلادى مجمع عمومى سازمان ملل متحد ”توافقنامهاى را در باره حقوق كودكان“ تصويب كرد كه به آن ”كنوانسيون حقوق كودك سازمان ملل متحد“ مىگويند. با اين كنوانسيون براى نخستين بار ابزارى در اختيار اعضاى سازمان ملل متحد قرار گرفت كه كشورهاى عضو اين سازمان مىتوانستند با آن وضعيت كودكان را در كشور خود بسنجند. اگر در آلمان اين كنوانسيون را مبناى ارزيابى خود از وضعيت حقوقى كودكان قرار دهيم، مىتوانيم بگوييم كه كارنامه آلمان ۱۵ سال پس از تصويب اين كنوانسيون درخشان نيست. سالانه ۹۰۰ كودك فرارى در آلمان پناه مىجويند. اين كودكان از كشورهاى گوناگون به آلمان مىآيند، از افغانستان يا عراق، از رواندا، اتيوپى يا لبنان. آنها از جنگ داخلى و خشونت، پيگرد و گرسنگى گريختهاند. مقامات دولتى آلمان آنها را ”فراريان خردسال بى همراه“ مىنامند. حدود ده هزار كودك پناهنده در آلمان وجود دارد، كه اكثر آنها با آغوش باز در اين كشور پذيرفته نشدهاند. اگر چه آلمان كنوانسيون حقوق كودك را امضا كرده است، اما آن را به طور كامل اجرا نمىكند. دولت آلمان رفتار يكسانى با آلمانيها و خارجيان ندارد. براى همين است كه كودكان پناهنده به هيچ وجه از حقوقى يكسان با كودكان آلمانى برخوردار نيستند. در اين باره هايكو كاوفمن Heiko Kaufmann از ”جامعه حقوق بشر آلمان“ مىگويد: ”براى نمونه كودكان تا به سن ۱۶ مىرسند براى شركت در جلسه دادگاه بالغ شناخته مىشوند، در موردشان مقررات محدودكننده قانون پناهندگى اجرا مىگردد و بدين ترتيب در عمل اجازه كار و تحصيل ندارند. مىتوان آنها را در بند مخصوص پناهجويانى نگاهداشت كه پليس مىخواهد به كشورشان بازگرداند و نيز مىتوان آنها را بىآنكه كسى همراهيشان كند از آلمان بيرون كرد.“ بيشتر كودكان پناهجو بىآنكه كاغذ و برگه هويتى به همراه داشته باشند وارد آلمان مىشوند و اغلب خود نمىدانند چند سال دارند. اگر اداره رسيدگى به امور خارجيان سن كودكى را كه بىبرگه هويت وارد آلمان شده است، حدود ۱۶ سال برآورد كند، اين كودك اجازه نخواهد يافت به مدرسه برود و بايد به خانهاى مخصوص پناهندگان برود. تفاوتى نمىكند كه اين كودكان چه سرنوشت و تجربههايى را پشت سر گذاشتهاند، در آلمان در درجه نخست به آنها به عنوان خارجى نگاه مىكنند – و نه به عنوان كودك. براى همين است كه ”جامعه حقوق بشر آلمان“ دولت آلمان را فرامىخواند به اينكه ”قيد و شرطهايى را كه در رابطه با كنوانسيون حقوق كودك دارد، بردارد و خود در فكر طرح قواعدى باشد تا به كمك آنها بتوان وضعيت كودكان پناهنده را بهبود بخشيد.“ در برخى ايالتهاى آلمان خانههايى وجود دارند به نام Clearinghäuser، خانههايى براى كمك به كودكان آسيبديده، كه با امكانات درمانى و اجتماعى خود براى كودكان پناهجو بسيار مفيد بودهاند. اكثر كودكان فرارىاى كه به آلمان مىآيند به لحاظ روحى به شدت آسيب ديدهاند. به آنها در اين خانهها كمك پزشكى، رواندرمانى و تربيتى مىشود. هايكو كاوفمن از ”جامعه حقوق بشر آلمان“ در اين باره مىگويد: ”كودكان نبايد از همان اول با روشهاى بازجويى از پيشتعيين شده و يكسان ماموران مرزى آلمان روبرو بشوند، بلكه بايد مكانى را بيابند كه در آن بعد از همه تجربههاى وحشتناكى كه هنگام فرار پشت سر گذاشتهاند، در آرامش و مراقبت و با صرف وقت و در وضعيتى كه مناسب زندگى كودكان است، بتوان فهميد و مشخص كرد كه چگونه به بهترين وجه مىشود موجب راحتى و آسايش اين كودك شد؟“ براى آنكه بتوان پناهجويان خردسال را در خانههايى براى كمك به كودكان آسيبديده زير نظر مربيان و روانشناسان سكنى داد، بايد قاعدهاى يكدست در اين زمينه براى سراسر آلمان وجود داشته است. ”جامعه حقوق بشر آلمان“ از دولت آلمان درخواست كرده است كه چنين قاعدهاى را كه وجود آن به معناى احترام به اصول كنوانسيون حقوق كودك نيز هست، معين كند. ............................................................................................................. کودکان پناهجو سرگردان در برزخ بى ثباتى! از دوم نوامبر، پناهجويان ايرانى در استکهلم، به مدت سه روز دست به تحصن زده اند. گزارش کوتاه از کودکان در اين تحصن:
بيرون لوکال متحصنين، سه کودک خردسالال، از فرصت پديد آمده استفاده کرده اند و دست در دست هم، خنده سر مى دهند و در زمين کوچکى که از چمن يخزده پاييزى تکيل شده، فارغ از بحث هاى دراماتيک گرفتن اقامت و پناهنده گى، باهم بازى مى کنند. براى سارينا، ٧ ساله، واقعأ فرصتى طلايى است که بعد از تنهايى طولانى در يک اطاق کوچک، مى تواند با دوستان جديدش، آيدا ٧ ساله، و هليا ٥ ساله، ساعاتى را بازى کند و فضا را از خنده کودکانه اش، پر کند. مادر سارينا مى گويد که مدت پنج سال است در سوئد هستند، جواب منفى گرفته اند و در حال حاضر مخفى هستند. او در باره سارينا مى گويد که "شبها تو خواب، جيغ مى زند و از خواب مى پرد. هفته پيش هر چه اصرار کردم که او را بيرون ببرم و کمى در شهر و پارک بگرديم، قبول نمى کرد، ميگه، حوصله ندارم، مى خواهم توى خونه بمونم". چشمانش پر اشگ مى شود و ادامه مى دهد،" آخه بچه اى، دوستى، همسن و سالش نيست که بتونه باهاش بازى کنه، تنهاى تنهاست، مخفى هستيم، مدرسه هم نمى تونه بره." مهشيد يازده ساله، تنها آروزيش، گرفتن اقامت است. مادر مهشيد با نگرانى از وضعيت بحرانى او مى گويد، "بعد از اينکه جواب منفى گرفتيم، مهشيد خيلى عصبى شده و دائم ناخونش رو مى خوره و يک چشمش باز و بسته ميشه، چشمک مى زنه، دو ساله که توى يک اطاق کوچک منتظر اقامتيم." مادر مهشيد از پسر پانزده ساله اش مى گويد که حاضر نيست در همچين جلساتى حاضر شود، اين جلسات و بحث اقامت و ديپورتى، بشدت عصبى اش مى کند.مادر پيمان هفت ساله از خواسته ها و سؤالهاى پيمان مى گويد،" چرا شايان همه چى داره، اطاق داره، کامپيوتر داره اما من ندارم؟ چرا ما هر دو ماه بايد خانه يکى باشيم، پس خانه خودمان کجاست؟ چرا تو کار نمى کن؟ چرا ما پول نداريم؟ پريسا مادر پيمان و پيمان، به مدت نه ماهه که در سوئد هستند. "تنهايى با يک بچه خيلى سخته، اونهم بچه اى پدرش در دسترسش نيست و دائم در جستجو است، انگار چيزى را گم کرده، بشدت حساس شده، حتى جارى شدن کلمه پدر از زبان بچه ها، باعث عصبيت و ناراحتى پيمان مى شود، معلمش در يک تماس با من گفت که اين بچه خيلى عصبى و پرخاشگر است و گاهى هم بر سر موضوعى بى اهميت قصد جان همبازيش را مى کند، همين چند روز بى دليل، دو ساعت گريه مى کرد، نمى دانم بايد چيکار کرد؟" پريسا بغضش را مى خورد و به کمک ديگر پناهجويان در آشپزخانه مى رود. مادر هليا و آيدا مى گويد که آيدا ١٥ ماهه پدرش را نديده، همين امر به شدت تأثير منفى روى او گذاشته، شبها از خواب مى پره، دو نوع قرص اعصاب مى خوره، يکى ضد تشنج و ديگرى ضد اضطراب. بهناز مدت پنج سال است که در سوئد منتظر اقامت است. با دو کودک ١١ ساله و ١٣ ساله به سوئد آمد. پسر بزرگش مدتى پيش روانپزشک مى رفته اما ديگه نمى خواهد بره، چون فکر مى کنه که حالش بدتر ميشه، وقتى روانپزشک از شنيدن حرفهاى او، فقط گريه مى کنه، او به نقل از پسر بزرگش مى گويد "اگر تا آخر عمرم هم در سوئد مخفى زندگى کنم، به ايران برنمى گردم، من براى زندگيم توى سوئد، برنامه ريزى کردم. ............................................................................................................. ""نميخواهم مسير سرنوشتم را قرآن تعيين کند!" َ"دين و خدا و پيغمبر را قبول ندارم، نميخواهم مسير سرنوشتم را قرآن تعيين کند، نميخواهم دست و پايم توسط سنت و مذهب بسته شود...". اين بخشى از نامه فريده اسدى زن پناهجويى است که به همراه نازيلا محمدحسنى زمانى، ماههاست در دشوارترين شرايط جهت پذيرفته شدن حق پناهندگيشان از سوى کميسارياى عالى پناهندگان در ترکيهء به تحصن و مبارزه شان ادامه داده اند. فريده و نازيلا به دنيا اعلام ميکنند که نميخواهند قربانى قوانين ضد زن و جنايتکارانه اسلامى شوند. صداى آنها انعکاس صداى هزاران زن پناهجويى است که از دست اسلام سياسى گريخته اند و به اميد يافتن يک زندگى انسانى به کشورها و مراجع به اصطلاح پناهنده پذير پناه آورده اند. اين زنان در اين کشورها گاها حتى محروم از ابتدايى ترين امکانات زندگى در سختترين و توهين آميز ترين شرايط زندگى ميکنند و تلاش آنها انعکاس مبارزه ميليونها زنى است که هر روزه در کشورهاى تحت حاکميت قوانين اسلامى بر عليه بى حقوقيشان اعتراض ميکنندء انعکاس صداى ميليونها زنى است که اعلام ميدارند سنگسار و بردگى و تحقير زن انتخاب و فرهنگ آنها نيست بلکه فرهنگ کثيف اسلامى است که بر آنان تحميل شده و زندگيشان را به جهنم تبديل کرده است. اين زنان براى احقاق حقوقشان مبارزه ميکنند و در اين راه، بشريت آزاديخواه و متمدن دنيا را پشت سر خود دارند. صدها نفر و دهها سازمان مدافع حقوق زنان از سراسر دنيا حمايت خود را از فريده و نازيلا اعلام کرده اند. اينان کسانى هستند که فريده و نازيلا را نميشناسند و هرگز آنها را نديده اند اما با شنيدن خبر وضعيتشان با تمام خشمشان از سراسر دنيا به دفتر کميسارياى عالى پناهندگان در ترکيه اعتراض ميکنند و اعلام ميکنند که نازيلا و فريده بايد به عنوان پناهنده پذيرفته شوند، حقوق زنان و انسانها جهانى است و آنها حاضر نيستند اين توهين به بشريت را قبول کنند. شرايط تحقيرآميز اين زنان, سنگسار و شکنجه شان تحت قوانين اسلامى دليل قانع کننده اى براى پذيرفتنشان توسط کميسارياى عالى پناهندگان و کشورهاى غربى نيست چرا که سرکوب و بيحقوقى اين زنان در فرمولبندى "حقوق بشر" آنها نميگنجد، چرا که مفهوم "حقوق بشر" آنان محدود تر از آن است که شامل حال اکثريت جمعيت دنيا بشود؛ چرا که اصولا پذيرش پناهنده ديگر سودى برايشان در بر ندارد. حق پناهندگى حق تمام زنانى است که از فرهنگ و قوانين ارتجاعى و اسلامى گريخته اند. اين حق را تنها ما، کسانى که قلبشان براى بشريت ميتپد ميتوانند به حافظان "نظم نوين جهانى" که ثمرهاى جز جنگ و کشتار و آوارگى براى مردم به ارمغان نياورده اند، تحميل کند. به کمپين دفاع از انسانيت بپيونديد. .............................................................................................................
فراخوان به پناهجویان در سوئد حق برخورداری پناهجویان از هزینه زندگی ربطی به داشتن یا نداشتن اقامت ندارد باید از هم اکنون تا 11 دسامبر در تمام نقاط کشور دست به اعتراض زد
دوستان عزیز پناهجو بسیاری از شما سالهاست درسوئد زندگی میکنید و این دوران را به عنوان سختترین دوران زندگی خود به خوبی شناخته اید و به طور روزمره با آن درگیر هستید؛ با وجود تلاش ما و بسیاری از نهادها و سازمانهای دیگر برای ایجاد بهبود در زندگی پناهجویان، تغییرمحسوسی در سیاست دولت سوئد به نفع شما به وجود نیامده است. لازم به توضیح است که شرایط فوق بر روحیه مبارزاتی بسیاری از پناهجویان به شدت تاثیر گذاشته و آنها را با شدیدترین نگرانیها روبرو ساخته است.
سوالی که در مقابل ما قرار میگیرد این است که آیا ما میتوانیم بر این روند تاثیر مثبت بگذاریم؟ پاسخ این سوال به جنبش دفاع از حقوق پناهندگی و به چگونگی تلاش و مبارزه پناهجویان بستگی دارد. یقینا هردرجه ازتلاش ما به عنوان فعالین جنبش دفاع از حقوق پناهندگی و به عنوان سازمانهایی که در دل این جنبش به وجود آمده اند و خودشان را در این جنبش دخیل کرده اند و در زندگی روزمره پناهجویان تاثیر گذاشته اند میتواند اوضاع عمومی را به نفع آنها تغییر دهد.
باید بتوانیم چهره ریاکارانه و سیاست بغایت غیر انسانی دولت سوئد در برخورد به پناهجویان را به تصویر بکشیم و در معرض قضاوت عموم قراردهیم. باید قضاوت را به افکار عمومی و به مردم مترقی و انسان دوست سوئد بسپاریم و دردرجه اول باید خود پناهجویان برای پیشبرد این امر متحد شوند و دست به اقدامات عملی بزنند. درست است که دولت سوئد امروز بنا به هر دلیلی عملا نمی تواند پناهجویان ایرانی را اخراج کند. اما قرار نیست چون نمی توانند اخراج نمایند بعد از 6-7 سال نه تنها حق زندگی ما را به رسمیت نشناسند که ابتدا روزی 19 کرون از حقوقمان را کم کنند و بعداز مدتی اعلام نمایند که کلیه پرداختی ها را نیز قطع مینمایند و همه باید در کمپهای اجباری اسکان یابند و به آنها فقط کوپن غذایی داده شود.
معیارسنجش دفاع از حقوق انسان برای اداره مهاجرت و دولت سوئد کجا تعیین میشود؟ مگر پناهجویان انسان محسوب نمی شوند، مگر قطع هزینه زندگی پناهجویان نقض آشکار حقوق انسان نیست، مگر اجازه کار نیافتن نقض حقوق انسان نیست، انسان بودن و احترام به ابتدایی ترین حقوق انسان چه ربطی به بومی و غیربومی و چه ربطی به داشتن و یا نداشتن اقامت دارد! به علاوه اقدام اداره مهاجرت سوئد در برخورد به این پناهجویان با کلیه معیارها و مفاد قانون پناهندگی کنوانسیون ژنو که دولت سوئد هم یکی از امضاء کنندگان آن است مغایرت کامل دارد.
سوالی که مطرح است این است که پناهجویان در کمپها و شهرهای سوئد پخش و پراکنده هستند چگونه میتوانند متحد شوند؟ پراکندگی ما در کمپهای پناهندگی زیاد مهم نیست. مهم این است که درک مشترکمان از جایگاه مبارزه متحد و متشکل چیست و تاثیرات آن را چگونه می بینیم. پاسخ به این سوال بسیار ساده است همه میدانیم که پناهجویان ایرانی، مستقل از اینکه هر کدام به طور فردی چه کیسی به مقامات اداری و دولتی ارائه داده اند یا می دهند جوابشان منفی است و اعتراض فردیشان نیز تأثیرات چشمگیری بر روند اقامت آنها نگذاشته است. اقدام به گرفتن وکیل به طور شخصی هم با هزینه بالا در اکثر موارد بی نتیجه بوده و تمام راه حلها و اقدامات فردی را بی پاسخ گذاشته اند.
منظور من از بی نتیجه بودن، مشخصا گرفتن اقامت و برسمیت شناختن حق پناهندگی پناهجویان در سطح وسیعتری است. با اینکه درصد اقامت در میان پناهجویان ایرانی بسیار پایین بوده است فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی با چنگ و دندان کوشیده است تا ازپناه بردن دوباره پناهجویان به زندگی مخفی و غیر قانونی ممانعت نماید. برای جلوگیری از قطع هزینه ها و برخورداری پناهجویان از خدمات درمانی با تمام نیرو جنگیده است. بدون چنین مبارزه ای، اکنون وضع به مراتب بسیار بدتر از این بود که هست. اینها همه نتیجه مبارزه متشکل پناهجویان است که با پیگیری و دخالت مستقیم فدراسیون صورت گرفته است. بحث من ابدا این نیست که نباید دست به اقدامات فردی از قبیل گرفتن وکیل، ارائه مدارک جدید، درخواست مجدد و شکایت و غیره زد. اینها همه درجای خود مهم هستند و باید همیشه صورت بگیرد و هیچ کس نباید در دفاع از پرونده شخصی خود کوتاه بیاید اما مبارزه متشکل اهمیت ویژه و تعیین کننده تری دارد.
اجازه بدهید از اهمیت مبارزه متشکل و سازمان یافته کمی بیشتر صحبت کنیم. تصور کنید که این همه پناهجو در سوئد زندگی میکنند و هیچ مبارزه متشکلی و هیچ تحصن و تظاهراتی، هیچ ملاقاتی با دولت و ادارات مهاجرتی و هیچ دعوتی از نمایندگان احزاب در دولت سوئد به منظور دفاع از حقوق پناهندگی وجود نمی داشت، چه اتفاقات ناگواری می افتاد؟! جز یک سری ادارات مربوط به امور پناهندگی که مستقیما با پناهجویان سر و کار دارند کسی اطلاعی از وضعیت پناهندگی پیدا نمی کرد و از هیچ رسانه ای خبری پخش نمی شد. وقتی میدیدند پناهجویان نه سازمانی دارند و نه مبارزه ای را سازمان می دهند، از همان موقع کلیه پرونده ها را می بستند و هر نوع هزینه و خدماتی را از آنها قطع میکردند و چه بسی همان موقع یکی پس از دیگری اخراجشان میکردند. اما خاصیت مبارزه متشکل این است که پرده ازچهره همه این ریاکاریها برمیدارد، داعیه دفاع از حقوق بشرشان را زیر سوال میبرد، افکار عمومی را در جریان میگذارد، سکوت جامعه را میشکند، توجه ها را جلب میکند، مردم را آگاه و کنجکاو میکند، میان احزاب و سیاستمداران شکاف میاندازد، مبارزه را قطبی میکند و آگاهی مردم را نسبت به پناهنده و حقوق پناهندگی بالا میبرد. اهمیت دیگر مبارزه متشکل این است که پناهجویان را از انزوا و تنهایی بیرون میاورد و آشنایی آنها را به دفاع از حقوق پایه ای و انسانی خود بالا خواهد برد.
پناهجویان باید مطمئن باشند که ما در نتیجه یک مبارزه گسترده و ادامه دار میتوانیم بر روند شرایط موجود تاثیرات مثبت بگذاریم و راه خودمان را برای گرفتن حق پناهندگی هموارتر کنیم به علاوه در صورت پیشبرد چنین مبارزه ای همیشه حمایت و پشتیبانی طیف وسیعتری را با خود خواهیم داشت.
ما باید بتوانیم تا روز پنجشنبه 11 دسامبر در همه شهرها و کمپهای پناهندگی با هرتعدادی که مقدوراست دست به اعتراض بزنیم و توجه جامعه را به مشکلات پناهجویان جلب نماییم.
در این رابطه به نکات زیر توجه کنید و آنهارا یکی پس از دیگری به اجرا بگذارید.
1- از هم اکنون در هر شهر و کمپی که هستید دور هم جمع شوید در مورد آن صحبت کنید با هم همفکری کنید و نامه ها و بیانیه هایی که بدستتان میرسد در هر تعدادی که مقدور است تکثیر و هر هفته آنها را در مراکز مختلف شهرها در میان مردم توزیع کنید. 2 - دعوتنامه ای که برای احزاب دولتی و غیر دولتی تهیه و تنظیم میشود برای احزاب و سازمانها در شهر محل زندگی خود بفرستید و آنها را برای سخنرانی در برنامه هایتان دعوت کنید. 3 – در هر جا که مقدور است با پناهجویان افغان تماس بگیرید و با آنها مشورت و هم فکری کنید، آکسیونهای مشترک برگزار کنید و کارها را با هم تقسیم نماید. 4- از هم اکنون به فکر این باشید که تعدادی پلاکارت را نوشته و آماده کنید و در روز پنجشنبه 11 دسامبر آنها را در دست بگیرید و در مقابل پارلمان سوئد دست به اعتراض بزنید و در این رابطه توجه ها را به وضعیت پناهجویان و شرایط سخت زندگی آنها جلب نمایید. 5- در صدد برگزاری ملاقاتی با هیئتی از دولت در مورد وضعیت پناهجویان ایرانی و افغان هستیم در این ملاقات باید هزاران امضاء را در اختیار هیئت دولت قرار دهیم. بنابراین باید یک عرصه کار ما در این دوره جمع آوری امضاء در میان مردم باشد. 6- تماس با روزنامه ها و فرستادن اطلاعیه ها و اعلام محل آکسیون و تظاهرات صورت دیگری از این حرکت میباشد. 7- تمام تلاش ما برای برگزاری این تظاهرات این است که بسیاری از سازمانها و نهادهای سوئدی در آن شرکت نمایند. سرکوبها و اعدامهای اخیر در ایران، تحریمهای گوناگون اقتصادی و تهدیدات جنگی از سوی آمریکا و کشورهای غربی میتواند زمینه شرکت آنها را در تظاهرات پناهجویان ایرانی تقویت نماید ما باید از این موضوع به خوبی استفاده نماییم تا بتوانیم نا امنی و شرایط سخت زندگی در ایران را به خوبی توضیح دهیم. ............................................................................................................
اوضاع پناهندگى بعد از ۱۱ سپتامبر
هفت سال است از تراژدى ۱۱ سپتامبر و قربانى شدن هزاران شهروند آمريکايى توسط تروريستهاى اسلامى مى گذرد. هفت سال است شاهد تشديد ناامنى در دنيا، مليتاريزه شدن جهان، رشد جريانات تروريستى اسلامى، بمباران و کشتن مردم بى دفاع، آوارگى ميليونى، فقر، محروميت، ترس، اضطراب، نقض حقوق انسانى و مدنى، افزايش کنترل پليس بر زندگى مردم و بستن مرزها به روى پناهجويان هستيم. اين واقعيتهاى تلخ و دردناک از جمله نتايج و پيامدهاى جنگ تروريستها و نظم نوين جهانى به سرکردگى آمريکا بوده که رنگ خود را متاسفانه به دنياى امروز زده است.
واقعه ۱۱ سپتامبر و در بستر آن "مبارزه با تروريسم" بهانه اى بدست آمريکا، انگليس، ناتو و کلا غرب داد که استاندارها و موازين بين المللى را در رابطه با حقوق بشر و حقوق مدنى و اجتماعى باز تعريف کرده و تغييرات گسترده اى را در اين باره انجام دهند.
تا آنجايى که به موضوع پناهندگى مربوط ميشود ما شاهد شديدترين تعرضات به حق پناهندگى در اين دوره هستيم. البته اين تعرض از خيلى قبل و بعد از پايان جنگ سرد و فروپاشى بلوک شرق شروع شده بود. اما واقعه ۱۱ سپتامبر بهانه اى بدست کشورهاى پناهنده پذير داد که به اسم "مبارزه با تروريسم" ته مانده حقوق بشر و کنوانسيون نيم بند ژنو شان را به مراتب گسترده تر لگد مال کرده و مورد تعرض قرار دهند و استانداردها و موازين جديدى را جايگزين آن کنند. در همين راستا است که شاهديم سياستهاى کاملا راسيستى و ضد پناهندگى در غرب دست بالا ميگيرد، مرزها به روى پناهجويان بسته مى شود، کنترلها در مرزها افزايش مى يابد، "مبارزه با تروريسم" با مقابله با "مهاجرت غير قانونى" يکسان قلمداد مى شود، مبادله اطلاعات در وسيعترين شکل برقرار مى گردد، کشورهاى زيادترى در ليست کشورهاى "امن" گذاشته مى شود و سخت تر کردن و فرمايشى کردن پروسه پناهندگى، بازداشت و ديپورت پناهجويان وسيعا در دستور کار قرار مى گيرد.
پناهجوى امروز ديگر "قهرمان فرارى" از فلان کشور اروپاى شرقى نيست که دول غربى به نفع خود سر او تبليغات راه بيندازند. پناهنجوى امروز محصول مستقيم سياستهاى آمريکا و ناتو در جهان است. محصول مستقيم نظمنوين جهانى است. محصول پروسه "گسترش دموکراسى" در جهان است. در عراق و افغانستان بنام "آزادى و دموکراسى" بمب بر سر مردم مىريزند، شيرازه جامعه را از هم ميپاشند، باندهاى سياه ترور اسلامى را به جان مردم مىاندازند، امنيت مردم را مختل ميکنند و طبيعى است مردمى را که به اميد داشتن يک زندگى امن از اين جهنم ها ميگريزند راه ندهند و بعنوان پناهنده نپذيرند. چرا که اين پناهجويان محصول مستقيم سياستهاى آمريکا، انگليس و ناتو و محصول مستقيم نظام يک قطبى آنان مى باشند. آنها نميتوانند از يک طرف جار بزنند و توى بوق کنند که داريم در دنيا "دموکراسى" را گسترش ميدهيم و از طرف ديگر پناهجويان را که محصول مستقيم خود اين سياست گسترش "دموکراسى" است در غرب بعنوان پناهنده بپذيرند.
و در اين اوضاع و احوال است که مى بينيم در انگلستان مسئله پناهندگى در مرکز کمپين انتخاباتى احزاب راست قرار ميگيرد و صحبت از حذف کنوانسيون ژنو و انجام پروسه پناهندگى در خارج از مرزهاى انگليس، افزايش سختگيرى ها و تسريع در پروسه پناهندگى مى شود. در آلمان صحبت از حذف پروسه پناهندگى به شيوه کنونى ميشود و بحث مهاجرت سازمانيافته مطرح مى شود. در هلند، بلژيک و سوئد، کانادا و استراليا نيز از اتخاذ سياستهاى ضد پناهندگى و کنترل شديد مرزها، سخت تر کردن پروسه پناهندگى و بازداشت و ديپورت سريع پناهجويان ردى حرف زده ميشود. و اتحاديه اروپا هم که اخيرا حکم اخراج دسته جمعى "مهاجرين غير قانونى" را صادر کرده است.
ميدياى راست در غرب هم همسو و هم جهت با سياستهاى راسيستى و ضد پناهندگى دول غربى، تبليغات سازمانيافته اى را عليه پناهجويان و پناهندگان در اين کشورها به پيش مى برد. اين رسانه ها که پيشتر در تبليغاتشان از پناهجويان و پناهندگان تصويرى دزد، قاچاقچى، تنبل، سواستفادهگر، جنايتکار و کلا منفى داده مى دادند، بعد از ۱۱ سپتامبر تروريست را هم به تصوير دست سازشان اضافه کردند تا بتوانند در ميان مردم اين کشورها و براى پيشبرد سياستهاى راست و ضد پناهندگى دول غربى حامى پيدا کنند.
بايد تبليغات راسيستى دول غربى و رسانههاى جيره خوار را خنثى کنيم. بايد حقايق را جلو مردم گرفت. بايد به مردم اين کشورها نشان داد که مبارزه اى را که دولتهاى غربى تحت لواى مبارزه با تروريسم پيش مي برند، دروغى بيش نيست و اقدامات و سياستهاى اتخاذ شده تا کنونى آنها نه در جهت افسار زدن به فعاليتهاى جريانات تروريست اسلامى و بالا بردن امنيت مردم جهان، بلکه بيشتر در راستاى تثبيت هژمونى سياسى آمريکا، ناتو و کلا دول غربى بر جهان و محدود کردن آزاديهاى فردى و مدنى و اجتماعى مردم بوده است. بايد جهنم هايى را که بنام "گسترش دموکراسى" در عراق و افغانستان و ديگر نقاط جهان بوجود آوردهاند را به مردم نشان داد. بايد هيولاى اسلام سياسى و جريانات مرتجع اسلامى را وسيعا افشا کرد. بايد اختناق مذهبى، نقض حقوق انسانى، زن ستيزى سيستماتيک در جمهوري اسلامى، عراق، افغانستان، فلسطين و کشورهاى شمال آفريقا که به يمن ۱۱ سپتامبر بيش از پيش جلو مردم دنيا قرار گرفته است را هر چه گسترده تر افشا کرد. بايد حمايت دول غربي را از حکومتهاي استبدادى در کشورهاى موسوم به "جهان سوم" نشان داد و اينکه چگونه اين دولتها بدليل حفظ منافعشان جان ميليونها نفر را در معرض خطر قرار دادهاند. بايد نشان داد که همه اين دولتها دروغگو و بىشرم هستند و واژههاى انسان، انسانيت، حقوق و غيره فقط وقتى براى آنها معنى پيدا ميکند که به سود ترجمه شود.
افشاى هر چه وسيعتر و گسترده تر سياستهاى راست و راسيستى دول غربى نه تنها باعث خنثى کردن تبليغات اين دولتها و رسانه هاى نوکرشان مى شود بلکه مى تواند سمپاتى و حمايت وسيع بشريت متمدن را در اروپا و آمريکا و سراسر دنيا در دفاع از ارزشها و آرمانهاى بشرى و حق پناهندگى به ميدان بياورد.
بايد با چنگ و دندان هم که شده از اين ابتدايى ترين حق انسانى دفاع کنيم و اجازه ندهيم بيش از اين پايمال شود. تحميل عقب نشينى به دول غربى براى عقب نشستن از سياستهاى ضد پناهندگى خود کاملا شدنى است به شرط اينکه متحد و متشکل شويم و به قدرت عظيم خود باور داشته باشيم ..............................................................................................................
|

