تبليغاتX
حقیقت همیشه آن نیست که پیش روی ماست - شعر و طنز

حقیقت همیشه آن نیست که پیش روی ماست


                                 دق  الباب  دق الباب 

 

دق  الباب  دق الباب  و لا یسمع   جواب  یتحیرون 

 

 و  یتفکرون  نظرت  الی سماء  رایت نردبانی  فی 

 

پشت بامی  رایت مریم خانم  دو  لنگهو  فی  سماء

 

 و  خواجه  مسعود  بینهما  دیدم  چیزکی سیخکی 

 

سرش  مثل نعلبکی   یتداخلون  و یتخارجون   قال 

 

مریم   خانم   اخ  جان  اخ  جان

.................................................................................................................

حسن زبل:
درست است که درایام عید و بخصوص چهارشنبه سوری رژیم سرنگون نشد، البته برخلاف انتظار ما مجاهدین و برخلاف تحلیلهای برادر مسعود و خواهر مریم حتی سیزده بدر هم فعل سرنگونی واقع نشد و ما پیروزمندانه به ایران نرفتیم والبته درست است که وزارت خارجه آمریکا دوباره و شاید سه باره ما را در لیست تروریستی یا بقول برادر مسعود در لیست گذاشت و بازهم درست است که در همین هفته گذشته تعدادی از مجاهدین بریده از اشرف و تیف پایشان به خارج باز شد و نرسیده و رسیده شروع به افشاگری علیه ما کردند و درست است که هجده ملیون عراقی امضا کردند که ما بایداز عراق برویم و درست است که همایون تبریزی و زینب طالب جدی هم گرفتند و کارشان به دادگاه کشید و درست است که انجمن سحر بیخ گوش ما تاسیس شده و خانواده ها دنبال بچه ها یشان هستند و هرچه ما میگوئیم انقلاب و طلاق خانواده ،ول کن نیستند و درست است که آمریکا هم به ایران حمله حمله نکرد که گشایشی در کار ما ایجاد شود و بازهم درست است که هرچه نقشه و عکس هوایی نشان دادیم که برنامه هسته ای رژیم را افشا کنیم کسی توجه نکرد ، ودرست است که امروزه خبرهای اشرف معلوم نیست چه جوری به بیرون درز پیدا میکند و هزاران هزار چیز دیگر هم درست است ،ولی اصلا جای نگرانی نیست؛ چون در همین فاصله که اینهمه ناکامی رخ داد مسائل غرور آفرین و کامروائی هایی هم برای ما مجاهدین و سازمان پرافتخار ما و رهبر مفقود خاص الخاص ایدئولوژیک ما وجود داشت که اگر به اجمال بخواهم بگویم عبارت بودند از موارد زیر :

اولا که امارات ادعای جزایر سه گانه را کرده و چند جا مطرح شده که این خبر خوبی برای یگانه مقاومت بلامنازع و تنها جایگزین ایران است ، ما حتی حاضریم که در صورتی که امارات به ما کمک کند ؛ جزایر سه گانه که هیچ، قسمتی از لار و لارستان هم در صورت به قدرت رسیدن به آنها بدهیم .

دوم اینکه گوگل ارت در یک اقدام بزرگ ملی میهنی عقیدتی درست مثل فروغ جاویدان خودمان، بجای خلیج فارس توی نقشه هاو عکس هوایی نوشت خلیج عربی که این کمک بزرگی به سرنگونی رژیم بود ، اگر گوگل ارت بجای استان فارس هم بنویسد استان عربی فکر کنم سرنگونی رژیم حتمی خواهد بود .

سومین پیروزی چشمگیر مقاومت فحاشی شعرای ما به خوانندگان و شعرای ایرانی بود که در قدم اول حساب محمد نوری را رسیدند و در قدمهای بعدی هم نوبت بقیه است ، این پروژه بزرگ نشان دهنده حقانیت انقلاب خواهر مریم بود ؛ وقتی خواهر مریم میگفت زن و شوهرها از هم طلاق بگیرند کسی فکر نمیکرد اینقدر نتایج مهمی برای ما در مبارزه با رژیم داشته باشد ولی امروز متوجه شدیم که همه زنان مبارز مثل زری خانم خودمان درد بی شوهر ی و علافی در خارجه برایشان مبارزه محسوب شده و با حرص و کینه بیشتری میتوانند فحاشی کنند و فحشهایی بدهند که انقلاب خواهر مریم به اوج میرساند .

دیگر پیروزیهای چشمگیر مقاومت عبارت است از :

اشاره خانم کلینتون به حمله و محو کامل ایران ،

کم بود باران و احتمال خشکسالی در ایران که فشارش البته روی دولت احمدی نژاد خواهد بود ،عده ای میگویند که ممکن است مردم گرسنه بمانند و یا از بین بروند چه دراثر خشکسالی و چه در اثر جنگ و حمله آمریکا ،اما خب مقاومت و .پیروزی آسان به دست نمیاید و تلفات لازم دارد.

سخنرانی مقام اسرائیلی و تهدید ایران به حمله ، ساخته شدن فیلم فتنه توسط نماینده پارلمان هلند و فعالیت همجنس بازان مقاوم و مبارز علیه رژیم جمهوری اسلامی را از پیروزیهای بزرگ دیگر ما مجاهدان میتوان شمرد.

...................................................................................................................

بله ما اشرفی هستیم ! (طنز)


 

بله ما اشرفی هستیم !

.

.

 بیست و نهم ژوئن 2008

.

دیروز در گردهمایی پاریس خواهر مجاهد،رئیس جمهور برگزیده، با ریتم " دی دی دیم دیم دی دی دیم دیم " شعار داده و فرمودند که " بله ما اشرفی هستیم" و این شعار را با ریتم ترانه عماد رام چند بارادا فرمودند و از حضار هم خواستند که تکرار کنند ؛ عماد رام مرحوم که مثل دانشجویان لهستانی هوادار سرسخت سازمان مجاهدین و رئیس جمهورش بود یک ترانه داشت که میخواند " آره من شمالی هستم بوی بارون میده دستم " بعد هم ما توی اشرف ترانه را تغییر دادیم که " آره من شمالی هستم بوی ماهی میده دستم " اما زود متوجه شدیم که این تغییر انقلابی نیست و باز هم تغیرانقلابی اش دادیم که " آره من اشرفی هستم بوی باروت میده دستم "بعدها که خلع سلاح شدیم و دستمان بوی همه چیز میداد الا باروت، دیگه این ترانه و این ریتم " دی دی دیم دیم دی دی دیم دیم " فراموش شد ، تا جلسه پاریس که خانم رجوی با یه صدایی تو مایه های عماد رام و عهدیه و محسن چاووشی و خروس این ترانه را خواند و خواست که مردم هم تکرار کنند ، البته مصرع اولش شد" بله ما اشرفی هستیم " و مصرع دوم هم کاملا حذف شد ؛ اصلا به کسی چه که دست رئیس جمهور برگزیده ما چه بویی میده ؟ بحث من و ناراحتی من از اینه که چرا بقیه جماعتی که اونجا بودند این مصرع را تکرار کردند ، حالا خانم رجوی عیب نداره هرچی میخواد بگه آزاده ، بگه من اشرفی هستم ،بگه من رئیس جمهور هستم ؛ بگه من فمینیست هستم ؛ خلاصه بر او حرجی نیست ؛ اما مردم خارجه نشین نمیدانم چرا تکرار کردند ،هر وقت اونا همسرانشون را طلاق دادند حق دارند بگن ما اشرفی هستیم ، هروقت رابطه با خانواده هایشان را قطع کردند و به آنها مجبور شدند فحش بدن بعد میتونن بگن ما اشرفی هستیم ؛ هر وقت اینترنت خونه شون را قطع کردند و تلفن و موبایل و ملاقات را ممنوع کردند میتونن بگن بله ما اشرفی هستیم ؛ هر وقت مجبور شدند زنها جدا باشن مردا جدا و زنها حق صحبت با مردها را نداشته باشن و هزار و یک ضابطه را مجبور شدند رعایت کنند میتونند بگن بله ما اشرفی هستیم ؛ هر وقت تو یه مقر کوچیک حبس بودند و دور از خیابان و کوچه و بازار و تفریح و مردم مجبور بودند شب و روز رئیس جمهور برگزیده خودشون را تشویق کنند و عکس اونو دست بگیرند و براش شعار بدن اونوقت میتونن بگن بله ما اشرفی هستیم ، بگذریم که ما اشرفیها عند الزوم گوشت قربانی و مرغ عزا و عروسی هم هستیم ولی عجالتا این دوستان که هم دوست و آشنا و رفیق دارند و هم تلفن و اینترنت و ملاقات وهمسر وبچه و تلویزیون و تفریح و خانواده دارند وهم مجبور به خیلی کارها نیستند لطفا بجای اینکه بگن " بله ما اشرفی هستیم " از شعر ها و ترانه های دیگه استفاده کنند . مثلا کسانی که برای تفریح یک شبیه و دیدن پاریس اومدند مثل دانشجویان لهستانی با ریتم هایده بگن " یه امشب شب عشقه همین امشب رو داریم " اونایی که مجبوری اومدن میتونن با ریتم عهدیه بخونن که "سرم هرچی بیاره میگم عیبی نداره خدا خودش رحیمه" اونهایی که از شوق لردهای انگلیسی و برای جلب توجه لردهای آمریکایی شعار میدادند میتونن با ریتم خانم مهستی خطاب به لرد ها بگن "

” من به ساز تو میرقصم
تو بزن تا من برقصم
تو بزن تا من برقصم
طاقت و صبر و قرارم
دلم و یار و دیارم
همه چی رفته ز دستم
همه چی رفته ز دستم
تو بزن تا من برقصم"

بقیه هم به هر دلیل که به اینگونه گردهمایی ها رفتند شعر متناسب با خودشون را پیدا کنند و بخوانند، ما هم در اشرف اگه بگذارند شعر مناسب خودمون را خواهیم خواند

......................................................................................................................

دلمشغولی های یک رئیس جمهور مادام العمر همیشه منتخب


 

دلمشغولی های یک رئیس جمهور مادام العمر همیشه منتخب

.

.

سیزدهم ژانویه 2009

مریم رجوی این روزها بدحالی دارد او حساب کرده بود که اگر سال هفتاد و سه ریاست جمهوری ایران را بعهده نگیرد سال هفتاد و چهار حتمی است اما الان پانزده سال پیرتر شده است و اوضاع از آن روزها برایش بسیار بیریخت تر . متن زیر بخش کوچکی از افکار تنهایی این رئیس جمهور است .

مریم رجوی جلوی آینه به غبغب خودش نگاهی میکند و به پوست زیرگردنش دست میکشد و آه سردی میکشد ، و با خودش میگوید : آی یادش بخیر سه هزار نفر تو اشرف برام کف میزدند و جیغ میزدند که میبریمت به تهران ، عجب روزگاری داشتم حالا این شریف بی غیرت بود وگرنه راست راستکی اون روزا سر من دعوا بود ، چه برو بیایی داشتم ؛ همردیف مسئول اول بودم ؛ رئیس سازمان بودم ؛ فرمانده کل قوا البته جانشینش بودم ؛ زن مسعود بودم . اما الان چی ؟ حیف نه تنها چیزی به دست نیاوردم اون چیزایی را هم که داشتم از دست دادم .( بعد انگشت اشاره اش را روی میز میگذارد و با هر بار بلند کردن میگوید)

سلاح پر- ارتش پر – فرمانده کل قوا پر – شریف پر – مسعود پر –اشرف پر – جوونی من بیچاره پر.

حالا همه شون به کنار این اشرف دیگه چرا اینطوری شد . لااقل گاهی شعار میدادند دلم خوش میشد ؛ با این وضع دیگه دلخوشی هم ندارم اونا فکر میکردند من ماه تابانم . حالا دیگه از کجا اینجور آدمهایی گیر بیارم . این اور هم تا بخواد بشه اشرف ..... نه باید لااقل اینها خیلی زود یاد بگیرند مثل اشرف برام شعار بدن ؛ ببین کار به کجا رسیده که هرکس از راه میرسه الان داره ادعای رهبری و رئیس جمهوری میکنه ؛ اگه مسعود بود کجا داور و ... الان جرات داشتند مقابل من و اون عرض اندام بکنند ، خدائیش قیافه من بیشتر به رئیس جمهوری میخوره یا اونا ؟ من کلی برای ریاست جمهوری از اموال خلق هزینه کردم بیست بار عمل جراحی کردم ، حالا بگذارم اموال خلق قهرمان هدر بره و رئیس جمهور نشم ؟ نه نمیگذارم . اما چه جوری ؟ چه خاکی به سرم بریزم دیگه ، برای بوش و سارکوزی و اولمرت و بلر و هرکی بود ،هرچی بلد بودم و تو چنته داشتم نشون دادم ، بخدا با هرکدام از کارهایی که کردم تا دل این سنگدل ها را به دست بیارم صد تا مثل مسعود را میتونستم وادار کنم که منو همردیف خودش بکنه ،البته درسته که مسعود کمی سست اراده بود ولی خب منم تو کارم وارد بودم . حالا گذشته ها گذشته ؛ برای آینده چه خاکی تو سرم بریزم . من که از استراتژی و تاکتیک چیزی سرم نمیشد اما همه اش تقصیر مسعوده که میگفت اشرف هم استراتژیه هم تاکتیک ؛ حالا بیا و ببین چطوری داریم چوب این ندانم کاری را میخوریم ؟ خاک تو سرش کنن ! اونوقت ها که صدام بود و نفت عراق بود و کلی پول به مامیرسید بهش گفتم بیا همه پولها را برداریم بریم هاوایی با اسم مسترو مسیس اسمیت برا خودمون زندگی کنیم تا آخر عمر خوش باشیم . گفت نه صبر کنی ایران را تسخیر میکنیم تو میشی رئیس جمهور ایران بعد کلی نفت هست مال خودمون و کلی خزانه هست و این چیزها ،.. که منم خر شدم و قبول کردم . البته من آدم زود باوری نیستم اما کلی برام تابلو کشید و مثلث کشید و دایره کشید و استدلال کرد که بالاخره از خستگی ساعت سه نصف شب باورم شد که تا سال دیگه ما تو ایرانیم . سال دیگه هم راستش جرات نکردم ازش بپرسم پس چی شد سرنگونی ترسیدم دوباره شروع کنه به استدلال و حوصله مو سر ببره ..... این فکرها چیه الان باید یه فکری برای اشرف بکنم ، دولت عراق که میگه قبول نمیکنه اونجا بمونه ، اشرف هم که تکون بخوره تمومه ؛ کاشکی یه جوری بشه رژیم بهشون حمله کنه مثل غزه بشه که دل مردم هم بحال من و اونا بسوزه اونا هم شهید بشن و کتاب ما کلفت تر بشه و مایه افتخار بشه برامون ؛ اما شانس که ندارم این رژیم هم معلوم نیست چه جور دشمنیه میگه اونایی که نادم باشن قبول میکنه با بقیه هم کاری نداره . دشمن هم دشمنهای قدیم . میگم چطوره به این اسرائیلی ها بگم که یه جایی تو غزه بعد از اینکه تسخیرش کردن به ما بدن درعوض تا آخر عمر براشون فلسطینی میکشیم ؛ درست مثل صدام که محل کردها را که بمباران شده بودند به ما داد بعد ما هم براش آی کرد کشتیم !!! همه طرحهای عملیاتی اش هم هست و کارمان راحته . اگه قبول کنن خوب به بچه ها هم میگیم که سر انگشتان رژیم تو منطقه را میزنیم تا رژیم سرنگون بشه . دیگه چه خاکی میشه سرم بکنم ؛ بهتر نیست بزارم فرار با اسم مستعار برم یه جای دیگه ؟ نه سر پیری برم کجا تازه کسی نباشه ازم تعریف کنه که دق میکنم اینجا باز چهارتا شورایی و دوتا شاعر هست که تعریفمون را بکنه حالا حالا هم که پول دارم بهشون بدم ؛ شاید بهتره که برم .....................و این افکار مالیخولیایی ادامه دارد.

...................................................................................................................

موضوع زیر هیچ ربطی به زندان اشرف ندارد:

 

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:


بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و زخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است... .
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... ..
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟

....................................................................................................................

 اصفهان- خبرنگار كيهان:


با فتواي مراجع ديني براي اولين بار در كشور، شستشو و تغسيل اموات در اصفهان به صورت مكانيزه انجام خواهد شد.مهندس «محسن رنجبر» مديرعامل آرامستان باغ رضوان شهرداري اصفهان با اعلام اين خبر و با بيان اينكه غسالي يكي از مشكل ترين شغل هاست گفت: با كسب اجازه از مراجع ديني از سال آينده شست و شوي اتوماتيك متوفا در اين آرامستان آغاز خواهد شد.وي هدف از اتوماتيك كردن شست و شوي متوفا را .... »

در آرامستان اصفهان


بفرمائید!
- - ببخشید از پریروز که پدر بزرگمونو آوردیم اینجا هنوز شسته نشده!.....
چند سالش بودس؟
- - چه فرقی میکنه آقا؟
آخه به ترتیب سن میشوریم. اول بزرگترها.
- - نود و سه سالشون بوده.
پس تأخیر فوت هم داشتن!
بله؟
هیچی. عرض کونم اشکالی فنی پیش اومدس. خدمت همه صاحابمرده ها معروضم که تسمه پروانه ی دستگاه بریدس. تا ماشین راه نیفتد یدونه هم مرده نیمیشد شست.
خب با دست بشورین مثل سابق.
اهه. دیگه چی؟ مکانیزش کردیم که با دس بشوریم؟ ایولله بابا.
- - پس کی درست میشه؟
نیمیدونم. فعلاً که مسئول خریدش رفتس سوریه.
مگه از سوریه میخرین؟
نه جونم. رفتس زیارت. از اونجا که اومد میرد منچستر میخرد برمیگردد.
چند روز طول میکشه؟
والله ماگزیمم فوقش از منچستر که رسید دوهفته میکشد از تهرون بیاد دفتر صنایع معادن اینجا که تحویل شهرداری بشد و مهندس بیاد نصبش کوند.
مهندس هم باید از تهران بیاد؟
نه خیر دیگه. مهندس از آبادان میاد. مهندس حفاریس اما خب اینجور دستگاه هارم واردس.
تکلیف پدربزرگ ما چی میشه؟
هیچی. نشسته میموند تا دستگاه راه بیفتد.
آخه این درست نیست.
چرا درست نیست؟ مگه وقتی زنده بود چند وقت به چند وقت میرفت حموم؟
راه دیگه ای نداره؟
نه به امامزمون. ما اجازه نداریم با دس بشوریم. حتماً باهاس اتوماتیک باشد. البته روز اول که دستگاه خراب شد ماشین موکت شور آوردیم ولی عملی نبود. ضمناً از حالا طی کنم هرشب اضافه توی سردخونه بموند اضافه چارج دارد ها.
دستگاه شما خرابه ما باهاس اضافه چارج بدیم؟
میتٌتون بیمه خرابی دستگاه دارد؟
نه. کسی چیزی به ما نگفت. ما هم حاضر نیستیم اضافه چارج سردخونه بدیم.
ندین. میٌتا با خودتون ببرین خونه. هروقت دستگاه درس شد خبرتون میکنیم. اصلاً بگین خودش به ما زنگ بزند!
چرا مسخره میکنی؟!
مسخره نیست. جوک اس. تازه میخواستم با بابا بزرگتون یک جمله هم بسازم.
چی شد که مرده شوری مکانیزه شد؟

والله. از قزوین شروع شد. کسی جرأت نمیکرد میتٌشا دس مرده شور قزوینی بدد. اینه که دستگاه سفارش دادن. دستگاه نجیبی س. اصلش مرده را پشت و رو نمیکوند. تو قزوین ساختن!
چقدر طول میده تا بشوره؟
بستگی دارد چقذه پول بدین. کم بدین با دور تند میشورد در 2 دقیقه. دور معمولی هم داریم. خوب پول بدین با اسلوموشن میشورد یکدفه هم ری وایند میکوند.
چی شد که دستگاه خراب شد؟
واله یک بابابزرگ دیگه آورده بودن. این کیسه که کشیده بود مرده را. وقت برگشت، گیره ی اهرم کیسه کش گیر کرده بود به دماغ میٌت؛ تسمه پروانه برید!
چرا؟
میٌت رشتی بود. دستگاه در قزوین دیزاین شدس. قزوینی ها دماغشون کوفته ایس. دماغ رشتی پیش بینی نشده بود.
پس چرا تسمه پروانه اش باید از منچستر بیاد؟
نیمیدونم. هروقت این دستگاه یک واشر کوچیکم میخواد یک هیئت از جمهوری اسلامی میرد به منچستر. چند تا مأمور امنیتی هم همراشونس.
شاید برای برنامه دیگه ای میرن.
نیمیدونم. من اینجا مسئول مرده شوری مکانیزه ام. کاری به برنامه ریزی های تروریستی رژیم ندارم. اصلاً از من نشنیده بگیرین. مرگ این میٌتتون فراموش کنین چی گفتم
یک دستگاه یدکی ندارین واسه وقتی این خراب میشه؟
مرده تونو کفن کردین چیزی به کسی نگین.
زاپاس ندارین؟
داریم. این خودش زاپاسس. اصلیه اصلاً از کار افتادس. مراجع دینی هم صلاح نمیدونن دوباره راه بیفته چون با استانداردهای مذهبی مغایرت داشت.
اینو شما نمیشه یک جوری تعمیرش کنی؟
والله میشد. با جوراب نایلون زنانه می بندمش ولی خوب کار نمیکوند. لنگر میندازه. سطل آبو که خالی میکند روی میٌت موقع برگشتن شپلاق سطلو میکوبد توی مغز اون مرحوم.
یا مرحومه.
نه. دستگاه زنشوریمون درست کار میکوند. مال مردونه ایراد دارد
- - نمیشه از همون دستگاه ...
نه. معصیت دارد. میٌت از همینجا صاف میرد جهنم. بدون محاکمه و محشر
پس هر وقت دستگاه درست شد به ما خبر بدین.
اطاعت. اما خیالتون راحت باشد. میت شما میرد به بهشت.
چطور؟
آخه روز اول که آوردینش، اینقذه این دستگاه اتوماتیک سطل را توی ملاجش کوبید که میباس تمام گناهانش بخشوده شده باشه!

.............................................................................................................................................. 

رجوی را پیدا کردند یک عکاس توانسته است ا زرجوی یک عکس مخفی بگیرد


 

عكاس سايت خبرگا ه با زرنگي محل جاي رجوي را كشف كرد

البته بنا به گفته این خبرنگار  رجوی اینقدر لول بوده است که بجا ی شعار

Viva viva NLA

شعار میداده است

Viva Viva Lna

که منظورش زنده باد ،، ارتش آزادی بخش ،، مجاهدین بوده است

...............................................................................................................................................

پیام صدام برای مسعود رجوی


 

Dette er et nylig offentliggjort bilde av Saddam Hussein etter pågripelsen. 

 

صدام قبل ازاعدام پیامهایی برای دوستانش فرستاده که این پیام هم برای مسعود رجوی بوده که کاملا مخفیانه است لطفا بعد از مطالعه بلافاصله وبلاگ را ببندید که کسی از این پیام با خبر نشود , چون متن پیام شخصی  و برای شخص مسعود رجوی است .

مکتوب سید الرئیس و قائد العظیم صدام لسید اخ مسعود رجوی و زوجهی

بعد السلام

اکنون که  انا راح فی دیار آخرت بدینوسیله به شخص جنابعالی مع السلامه گفته  و نصایحی خدمتان عرض میکنم

برادر مسعود سلام به شما و به همسر گرامیتان مریم بانو رئیس الجمهوریه المنتخب ایرانیه انشاءالله  , من متاسفم  که نتوانستم ایشان را به ایران برسانم اما در این دقایق آخرهمچنان تکرار میکنم که المریم مالقمرالتابان, میبریمش به تهران , البته وقتی با آنهمه توپ و تانک نتوانستیم معلوم نیست دیگر چه کار میشود کرد.؟

و اما نصایح

اخ مسعود این خط موازی که تو با این آمریکایی ها میروی آخر و عاقبت ندارد من هم خط موازی را رفتم هم خط منطبق اما این آخر و عاقبت من ؛به هذالشیوخ وامضاءهایشان هم فی بطنک لا خوش یعنی  دل خوش نکن , همه این شیوخ هم برای من امضاء کردند نود و نه درصد و نود ونه صدم درصد هم به من رای دادند فقط من به عدی گفتم که به قصی رای بده که نشه صد درصد که باور نکنن , اما همین شیوخ وقتی برای من جایزه تعیین شد همه دنبال جای من بود ند , تو البته شانس آوردی که سوراخت از سوراخ من سوراختره و هنوز گیر نیفتادی  در ضمن  تو که اینهمه تو سوراخت بودی چرا بیخودی پیام دادی البابا جان یه دفع دیدی مثل اعدام یکشبه من تو را هم یکشبه گرفتن بلایی سرت آوردن؛ باید بگم که "الاسد الهمیشه بیدار یه کمی دست نگه دار" اول ببین اوضاع چی میشه بعد اقدام کن.

من شدیدا و حتی از مریم بیشتر نگران جان تو هستم چون مریم اگر توهم نباشی با مهدی و بقیه العملو یرتفع یعنی کارش راه میفتد اما من چه اگر تو نباشی به چه کسی برای دشمنی با ایران و ایرانی دل خوش کنم .

در کنف حزب بعث العربی العفلی موید باشی   یعنی الدمت گرم  و فی انتظار زیارتک و ملاقات بینک و بیننا .

 

................................................................................................................................................

طنز پاییز : ای دست پروردگان مکتب مسعود ای شما که چماقتان بهترین ضامن خیانت های ما به خلق است


 

 

 سیاستهای ضد مردمی بنام "راه حل سوم" مریم رجوی چیزی مبلغ گرسنگی وجنگ برای مردم ایران نیست وبرای سالم بدر بردن سیاسی خود مریم رجوی حاضراست که یک جنگ خانمانسوز وتحریم وگرسنگی را به مردم ایران تحمیل کند واین سیاستها وهمراهی با جنگ طلب ترین لابی های صهیونیستی واسرایئلی در منطقه باعث بهره برداری رژیم شده است . این طنز تاریخ است که کسانی که خود مزد بگیر صدام بوده اند و اکنون نیز بقول رهبرشان هرچه دارند را به بوش در "طبق اخلاص " تقدیم میکنند –هرچند طرف مقابل حاضر به خرید کالای بنجل آنها نیست

............................................................................

نامه مریم رجوی به بوش

 

متعاقب نامه احمدی نژاد به جرج بوش، خانم مریم رجوی نیز طی اقدامی بی سابقه نامه ای برای بوش ارسال نمود متن این نامه را در زیر بخوانید.
ای نامه که میروی به سویش      ازجانب من ببوس رویش
با سلام خدمت بوش و بانو یعنی لورا خانم و همچنین خانم رایس و رامسفلد امیدوارم که حالتان خوب و خوش و خرم بوده باشد و اگر از حال اینجانب مریم رجوی خواسته باشید ملالی نیست جز دوری دیدار شما.
بوش عزیز من از طرف خانواده مقاومت بزرگ ایران که بنده رئیس جمهورش هستم از شما درخواست میکنم که نامه احمدی نژاد را اصلا نخوانید ، بوشی جان میبینید من چقدر با شما خودمانی هستم چون ما معتقد به راه حل سوم هستیم و این راه حلی سوم یعنی اینکه نه صدام نکبت و نه ارتش آزادیبخش هیچکدام نمیتوانند منو به ریاست جمهوری برسانند بلکه این شما هستید که راه حل درست میباشید برای همین ما میگوییم راه حل سوم . بوش جان شما باید بدانید که ما در ایران هواداران خیلی خیلی زیادی داریم . درست است که تحلیلگران میگویند تعداد لباسهای من بیشتر از هوادارانمان است ولی باور کنید که ما صد برابر موهای آقای هزارخانی در ایران و کلا در خاورمیانه هوادار داریم که البته چون ما خودمان هوادار شما هستیم درنتیجه هواداران ما هم هوادار شما میشوند.
بوشی جون ! تو از شهردار اور چی کم داری ؟ چرا خودت رو با خانواده بزرگ مقاومت و شورای ملی مقاومت گره نمیزنی مگه تو خاورمیانه رو نمیخواهی ؟ خب کلید خاورمیانه ایران است خود برادرمسعود همسر مفقود بنده که گویا در خدمت سربازان شماست گفته که ایران به لجاظ ژئوپولوتیک برای شما زمین استراتژیک است خب من نفهمیدم یعنی چه ولی احتمالا یعنی که کلید خاورمیانه ایران است و کلید ایران همانا سازمان مجاهدین خلق است. شاعر بزرگ ایران اسماعیل وفا یغمایی میگه :
نفت اگر خواهی بیا با ما عزیز    راه حل سوم است خوب و تمیز
راستی بوش عزیز من به جز درخواست حمایت از شما و درخواست حمله عاجل و فوری به ایران یک درخواست دیگر هم دارم و آن اینکه از خانمتان یعنی لوری جون بپرسید که لباسهاش رو کدوم خیاط براش میدوزه ، البته من و اون با هم فرق داریم اون زن رئیس جمهوره، من خودم رئیس جمهورم من هم خودم از اون بالاترم هم شوهرم اون شوهرش رئیس جمهوره ولی شوهر من رهبر عقیدتی خاص الخاص است البته شما ناراحت نشویید اگر شما به خانواده مقاومت کمک کنید ما شما را بعنوان رهبرعقیدتی قبول میکنیم و به همه هم اعلام میکنیم ، من و بقیه مجاهدین حتی حاضریم پشت سر شما نماز بخوانیم اصلا هم نگران این نباش که نماز بلد نیستی خود برادرمسعود هم بلد نبود نیم ساعته راه افتاد اصلا من به آقا جلال میگم دو روز به شما درس بده با این کار توی منطقه هم محبوبیت کسب میکنید البته شما محبوبیت دارید منظورم بیشتر از این است وگرنه الان همه شورای رهبری شیفته شما هستند. با تشکر از شما و با تشکر از نامه رسان محترم . 

...............................................................................................................

 بر قجر و رجوی لعنت

 

M_GH 


جعفر خوئی

گفتند که نماند آنهمه ذلت                  گفتیم که بر رجوی لعنت

گفتند که چه شد مسعود بدبخت؟          گفتیم که بر رجوی لعنت

حاکم شده ست دیو بر اشرف             گفتیم که بر رجوی لعنت

می یافت نشود شرف وصداقت           گفتیم که بر رجوی لعنت

نابود شده ست رسم مروت               گفتیم که بر رجوی لعنت

گفتند اشرف پر شده ست ز نفرت        گفتیم که بر رجوی لعنت

گفتند فقط مانده بجا سایه نکبت           گفتیم که بر رجوی لعنت

پس کو؟ کجاست؟ رجوی بدبخت         گفتیم که بر رجوی لعنت

 

گفتیم اگر خویش نخواهید به اسارت

گر دشمن  رجوی و  پلیدی و حقارت

گر دشمنِ قجر و فسادید و خیا نت

هر لحظه بگوئید: که بر رجوی  لعنت

زیرا نبوَد  بهتر  از  این  گفته  درعالم

بر  قجر لعنت  بر رجوی  لعنت

...............................................................................................................

 

مريم قجرعضدانلو و كودتا بر عليه مسعود رجوي

سايت خبري تحليلي انتخاب :
*راحله احمدي نسب قمي
جنگ قدرت سرانجام ديكتاتوري در رهبري سازمان مجاهدين خلق پس از سه دهه حاكميت بلا منازع مسعود رجوي بر سازمان تروريستي مجاهدين خلق به عنوان رهبر ، تعيين كننده‌ي خط مشي و تغيير دهنده‌ي عناصر بنيادين كه نتايج فوري آن سقوط سازمان مجاهدين خلق به چاه ويل تروريسم و نابودي اهداف عاليه‌ي مد نظر بنيان‌گذاران اوليه‌اش است.
اما به دنبال غيبت مشكوك و طولاني مدت مسعود رجوي پس از حمله‌ي آمريكا به عراق و سقوط حامي اصلي رجوي‌ها و سازمان مجاهدين خلق در دو دهه‌ي اخير يعني صدام حسين ، مريم قجر عضدانلو كه پس از ازدواج انقلابي !!! با مسعود رجوي با عناوين مريم رجوي و رئيس جمهور تحت نظارت رهبر يعني مسعود رجوي به فعاليت‌هاي سياسي – تروريستي خود در چهارچوب وظايف محوله از سوي ايدئولوگ سازمان يعني شخص مسعود رجوي مشغول بود ؛ كم‌كم به سوي خود محوري و در نهايت جايگزين ساختن خود به عنوان رهبر سازمان تحت عنوان دروغين رئيس جمهور منتخب نيز روي آورد و در اين ميان از غيبت مسعود رجوي به نفع خويش بهره‌برداري كرد .

در اين ميان وجود دو حادثه نشان‌گر آن شد كه اگر چه مسعود رجوي در فضاي امن تدارك ديده شده‌ي پس از حمله‌ي نيروهاي ضد تروريسم به فعاليت‌هاي پنهان تروريستي خود مشغول است و اين غيبت خود ساخته و فرارگونه كه به اجبار و در نتيجه‌ي گره زدن سرنوشت خويش و فرقه‌اش با يكي از شاخص‌ترين چهره‌هاي تروريست جهان يعني صدام حسين فراهم آمده را به عنوان بخشي از پروژه‌ي ايجاد مباني مشروعيت براي خويش قرار داده است اما هيچ كدام از اين‌ها باعث نمي شود تا مسعود رجوي ميدان رهبري را براي هميشه ترك كرده و آن را به ديگري ، حتي اگر همسر خود مريم
رجوي (قجر عضدانلو) هم باشد واگذار نمايد .
مضاف بر اين كه ممكن است طلاق انقلابي !!! مريم را نيز در اين ميان براي دست يافتن به اهداف رهبري و نيز فراتر
از آن را هم در ذهن تصوير نمايد . اولين حادثه‌ي مهم تغيير توأم با خشونت مژگان پارسايي از سمت خود و دومين حادثه عدم اجازه‌ي مريم رجوي جهت اعلام پيام هميشگي خود در آغاز سال تحصيلي جديد ايراني مي باشند؛ به رغم آن كه اين امور حتي موجب تخريب چهره‌ي مريم رجوي و مخدوش‌تر شدن تصوير كريه سازمان هم گردند .

اين حوادث نشان داد ، سياست‌هاي اتخاذ شده از سوي مسعود رجوي در تفويض قدرت به زنان در ساختار قدرتي مجاهدين خلق تنها يك موج تبليغي و در واقع استراتژي زودگذر بوده و در حال تغيير به شرايطي ديگر مي باشد ، مضاف بر آنكه هر گونه سلطه جويي بر رأس هرم قدرت منافقين بدون در نظر داشتن مسعود رجوي محكوم به نابودي است .

به اين ترتيب جنگ قدرتي آغاز شده بر سر تصاحب حاكميت بر سازمان تروريستي منافقين كه طلايه‌ي آن آغاز شده و در آتيه‌ي نزديك باعث تنش‌هاي بيشتري بين سهم‌خواهان جديد از و اربابان گذشته‌ي آن خواهد شد

............................................................................................................